عبد الله قطب بن محيى

364

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

لحظه غافل شدن از ياد خداوند مظنهء تقصير است ، نيكو ( دريافته ) امّا چون آدمى كان تقصير و تفريط است و سرشت جرم او بر جرم شده چاره آن است كه آن نسيان را به ذكر تدارك كند كه « كلّ ابن آدم خطّاء و غير الخطّائين التوّابون » و البته وردى از قيام ليل جهت خود تعيين كند كه جبر تفريطات روز و عذرخواهى تقصيرات به آن كند و خداى عزّ و جلّ چون صفت اولياى خود فرمود وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ « 1 » و كسى را دون كسى به اين تخصيص نكرد ، پس معلوم شد كه تقصير چيزى است كه لازم سرشت آدمى است ؛ هركس را به حسب خود و همه كس را لازم است كه ساعتى جهت خود مقرر كند در هر شبانه روزى ، كه در آن ساعت به عذرخواهى تقصيرات آن شبانه روز مشغول شوند . چه جرم نسبت به آدمى همچون چرك است نسبت به جامه ، چگونه جامه به هر چند روز بالضّروره چركن شود و آن را ببايد شست و هركس جهت خود نوبتى و ميقاتى مقرر كرده باشد ، در ماهى يا هفته‌اى كه جامه را شويد ، همچنين نوبتى و ميقاتى جهت شستن اجرام و تقصيرات از جامهء جان به آب توبه و استغفار مقرر بايد كرد و چون آدمى در اين قصّارى زياده صاحب وقوف نيست و نمىداند كه احتياج به آن هر چند گاه مىافتد و چه وقت هواء انابت صافى و آب استغفار گرم است كه اين شست‌وشوى توان كرد ، خداى عزّ و جلّ به رحمت خود اين به او باز نگذاشته و به علم خود آن را تعيين فرموده ، هر شبانه روز يك نوبت در وقت سحر فرموده به اين شست‌وشوى اشتغال بايد كرد كه در آن وقت بادى مىوزد كه تنشيف تردامنى مقصّران را مىشايد . و خداوند تعالى جدّه ، در آن وقت از فراز عرش به آسمان دنيا نزول مىفرمايد و جهت قبول توبهء بندهء گناهكار و اجابت سؤال هر نيازمند اميدوار ، بسط كفّين كريمين مىفرمايد كه « هل من داعى فاجيبه هل من سايل فاعطيه هل من مستغفر فاغفر له » .

--> ( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 17 « و آمرزش خواهان در سحرگاهان » .