عبد الله قطب بن محيى

352

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

ذكر خداى عزّ و جلّ مونس دل طيّبين است ، چنانچه گرما زده سايه خواهد كه در آن بياسايد و مرد تشنه آبى خواهد كه ( بياشامد دل طيبين ياد خدا خواهد كه ) درون ( دل ) خود جا دهد . چون ابناى طبع به احاديث لهو كام خود شيرين كنند ، او كام خود به نام خدا شيرين كند ، پاكا خدايى كه لهو حديث بر كام ايشان تلخ كرده ، چنانچه تلخ‌تر است از صبر و حنظل ؛ و ذكر خدا بر كام ايشان شيرين ساخته ، چنانچه شيرين‌تر است از قند و عسل و اگر از فرزندان آدم ايشان را هم‌زبان و همدرد كه با ايشان مشاركت كند در قيام به ذكر كمتر داده ، او را جز فرزندان آدم خلق فراوان است ، ايشان را همه به يك بار هم پاى ايشان ساخته ، بر وجهى كه به سمع ظاهر ذكر ايشان شنوند ، چنانچه داود عليه السّلام را بود كه يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ « 1 » يا بر وجهى كه به قوّت بصيرت آن را دريابند ، چنانچه ساير صدّيقين و موقنين را است . جرى مياه و هبوب رياح و اصوات طيور و پرواز مگس و زنبور ، همه تسبيح رب غفور است ؛ خاك افتادهء راه او است ، باد هواخواه او است ، آب روان سوى او است ، آتش گرم [ در ] جست‌وجوى او است ، زبان سوسن به ثناى او گويا است ، چشم نرگس حيران آن صنع و الا است ، سرو آزاد براى بندگى او به پا است ، نى كمر خدمت بسته برخاست ، دواب پشت دو تا كرده او را راكع‌اند ، اشجار سر به زمين نهاده او را ساجدند ، مگر آدمى كه سر در هواى و پشت بر خدا كرده و روى به خود آورده ، نى نى خود را فراموش كرده أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً . « 2 » از آدمى كفورتر و كنودتر نيست ، نعمت خورد و منعم را نام نبرد و نعمت او را وسيله مكابره با او سازد ، براى آنكه مكابره با حق كند . و متولى حق حق است ، پس

--> ( 1 ) . سوره سبأ ، آيه 10 « [ و گفتيم : ] اى كوه‌ها با او [ در تسبيح خدا ] همصدا شويد ، و اى پرندگان [ هماهنگى كنيد ] » . ( 2 ) . سوره مريم ، آيه 67 « آيا انسان به ياد نمىآورد كه ما او را قبلا آفريده‌ايم و حال آنكه چيزى نبوده است » .