عبد الله قطب بن محيى

350

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

من دان نفسه و عمل لما بعد الموت و العاجز من اتّبع نفسه هويها و تمنّى على اللّه الامانىّ » . و زينهار كه به خيال عفو و مغفرت و كذا و كذا ، دست در معصيت نگشايد كه ترتّب عقاب بر معصيت امرى است اصلى كه ظاهر حال آن است و عفو و تجاوز [ از گناه ] احتمالى است كه چون آن نيز گاه مىباشد در مقام استيفاى بيان ، نخواسته‌اند كه در ذكر آن اهمال كنند ، همچنان‌كه ظاهر حال كسى كه افعى او را گزيد موت است ، اگر چه مىباشد گاه كه نمىميرد ، اما اين نه به آن مرتبهء فراوان است كه شخص دلير دست در دهن افعى برد . و خدا خشنود باد از بنده‌اى كه امر را چنانچه هست بداند و السّلام على من اتّبع الهدى . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 146 - [ حال آدمى در نيت الهى ] من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه الامير محب الملّة و الدّين الشيخ محمد نضّر اللّه وجهه . نوشته بودند كه آدمى جهت عبوديت مخلوق شده و حق عبوديت آن است كه يك نفس از ذكر معبود خالى نباشد . آرى چنين است چون رب عزّ و جلّ پيوسته به ربوبيّت ايستادگى مىفرمايد كه اگر يك طرفة العين نظر از وى بازگيرد وجود او از هم فروريزد و چگونه چنين نباشد . و مرغ عيسى عليه السلام به مجرد اين كه به حسب ظاهر ساختهء او بود چون از نظر او غايب مىشد ، فى الحال مىافتاد و ناچيز مىشد ، چگونه آدمى كه فى الحقيقة ساختهء قدرت خداى است عزّ و جلّ بىآنكه در نظر او باشد ، باشد . اگر نظر مرحمت از او باز گيرد ، در ساعت ناچيز شود ، پس حق عبد نيز اين است كه يك طرفة العين از اقامهء وظايف عبوديّت غافل نشود و چنانچه رب پيوسته ربوبيّت مىفرمايد او نيز پيوسته عبوديت تقديم كند تا بندهء شكور باشد .