عبد الله قطب بن محيى
347
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
اندازند ، اگر چه دانند كه احتمال تطرّق آفات كه مستأصل مال باشد هست و احتمال خطا در تخمين به بيشوكم هم هست ، اما بنا بر ظاهر حال نهند و حسابى از آن بردارند ، بر همين قياس بايد كه مردمان تخمين عمر خود بنهند و صرف اوقات خود را بر آن اندازند و ما تخمينى عدل كه هيچ قدر مبالغه در آن نباشد نهيم ، گوييم : در حديث درست شده كه « اكثر اعمار امّتى ما بين السّتّين الى السّبعين » و تجربه بر اين هم گواهى داده . پس اكثر عمر هركس را بر تقدير آنكه به غايت برسد شصت و پنج سال گيريم . اكنون اى آنكس كه تو را چهل سال است بيست و پنج سالت از عمر مانده ، انديشه كن كه بيست و پنج سال بسيارى نيست تا ديده بر هم زدهاى گذشته و اگر صدق اين خواهى كه معلوم كنى ، واقعهاى از واقعات خود كه بيست و پنج سال پيش از اين واقع شده باشد ، ياد آر و بنگر كه دى يا پرير بود ، و چون تو را از عمر همين مقدار مانده تو را يك كار بايد كرد و يك كار نبايد كرد . اما آنچه بايد كرد ، شتاب در تحصيل زاد معاد كه هر چند هنگام خروج نزديكتر شود ، جدّ در تهيه و استعداد راه زياده بايد كرد كه وقت تنگ مىشود و كار فراوان مزاحم مىگردد ، يك يك از پيش مىبايد استد كه چون نفير رحيل زدند امان نيست و زمان نمىدهد . اما آنچه نبايد كرد ، انديشه بسيار ( است ) در امر معاش ، براى آنكه بيست و پنج سال زمانى بسيار نيست و تا ديدى سر آمده و حاجت به زياده تعمقى ندارد . همين مرتبه كار كه به سامان افتاده براى آن مدّت كافى است و حاجت به سعى ديگر نيست و اگر نيز به فقر و سختى به سر بايد برد كه مىتوان برد ، چه زمانى اندك است و اگر انديشه براى فرزندان است ، معلوم داند كه او را انديشه خود كردن و متفرغ شدن براى كسب زاد معاد بسيار اولى است از انديشه فرزندان ، براى آنكه فرزندان هركس بخش خود هستند ، چه حاجت است كه اين كس خود را فداى ايشان كند .