عبد الله قطب بن محيى

338

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

ديده‌اى بايد سبب سوراخ كن * تا سبب را بركند از بيخ و بن تا مسبب بيند اندر لا مكان * هرزه بيند جهد و اكساب و دكان اما در دوم « اعنى عدم الصّبر على المكاره و الصّبر عن المطالب » براى آن مخطى است كه اين بىصبرى از كسى سزد كه اين جهان را مستقر پندارد و نيك را نيك اينجا داند و بد را بد اينجا ، و چنين نيست كه اين جهان مستقر است و نيك نيك اينجا است و بد بد اينجا ، و مؤمن مبرى است از آنكه چنين گمان برد ، كار آن است كه در آن جهان خواهد رفت . آنچه در اين جهان رود حالتى عاريتى است و به حالات عاريتى مبالاتى نبايد داشت . نه به نيك آن شاد بايد بود و نه به بد آن غمناك ، اللّه سبحانه وليّم و ساير اخوان ما را قوّت دل و ثبات يقين كرامت كناد . « و لنختم بوصيّة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فقال : يا غلام انّى اعلّمك كلمات احفظ اللّه بحفظك احفظ اللّه تجده تجاهك اذا سألت فسئل اللّه و اذا استعنت فاستعن باللّه و اعلم انّ الامّة لو اجتمعت على ان ينفعوك بشىء لم ينفعوك الّا بشىء قد كتبه اللّه لك و ان اجتمعوا على ان يضرّوك بشىء لم يضرّك الّا بشىء قد كتبه اللّه عليك رفعت الأقلام و جفّت الصّحف ، رواه التّرمذى » و اللّه نسأل ان يوفّقنا للعمل بوصيّة رسول اللّه و اخواننا اجمعين . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 140 - [ هركس كه پيش هست حقيقى نيست حقيقى نشود بر وى استعلا جسته باشد ] من عبد اللّه قطب الى وليّى الامير شمس الملّة و الدّين ( ابى سعيد ) ايّده اللّه احسن التّأييد . از جمله احكام محبت يكى اين است كه اگر تمادى نايافت مراد سورت طلب نكشند و آتش شوق نكشند طالب آن فايده‌اى كه از مطلوب خواه است يافت از اشتياق به مطلوب يابد و محبت در نهاد محب خليفه محبوب آيد ، و بس كار باشد كه از خليفه آيد و از مستخلف نيايد ، براى آنكه خليفه از مستخلف بازگويد ، پس