عبد الله قطب بن محيى
299
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
جهان است ؟ چگونه آن را به اين وحشت بالغ وصف مىكنى ؟ جواب آن است كه دل جاهلان ازآنروى كه دل ايشان است تاريك و تنگ و موحش است ، اما ازآنروى كه ملك خدا است ، ملك خداى تاريك نيست و اهل انس از اشياء آن روى بينند كه به خداى دارد ، اگرچه كه حكم آن روى كه از ايشان با ايشان دارد نيز دانند ، اگر مجذوب و مسلوب نباشند و اهل جهل جز آن وجه از اشياء كه به اشياء دارد نبينند و ندانند و من لم يجعل اللّه له نورا فما له من نور . اللّه سبحانه وليّم و ساير اخوان ما را از اهل انس و معرفت گرداناد . انّه ولىّ ذلك و هو حسبنا و نعم الوكيل . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 121 - [ جز به آتش شوق اين جهان را نتوان سوخت ] من عبد اللّه قطب الى وليّى الامير ركن الدّين حسن . اما بعد ، مبادا كه شوق طالب ساكن شود كه جز به آتش شوق اين جهان را نتوان سوخت و هركس كه اين جهان را نسوخت و بر خاكستر آن ننشست لا ، بل خاكستر آن را به باد نداد لا ، بل به كلّى آن را از ياد نبرد جان نبرد ، بشنو كه چه گفتم و درياب پند مرا . اى غايب حاضر سالك را گاه حالى پيش آيد كه دنيا را در هاونى نهد و خرد كوبد و همچون اعمال ابناى آن هباء منثورا سازد ، و افتد كه آتش در جهان زند و تمام آن را خاكستر سازد و همچون اعمال كفار بر باد دهد ، كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ . « 1 » شايد شنوندهاى گويد : اين حكايت در كجا مىرود ؟ اينكان عالم پيوسته بر جاى است و ما آن را مىبينيم ، گوييم : تو را از احكام عالم قدرت خبر نيست و عجايب
--> ( 1 ) . سوره ابراهيم ، آيه 18 « مانند خاكسترى كه بادى تند در روزى طوفانى بر آن بوزد » .