عبد الله قطب بن محيى

273

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

صاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيهِ . « 1 » اعاذنا الله و ايّاكم من عذاب النار و رزقنا و ايّاكم عقبى الدار و وفّقنا و ايّاكم بالمبادرة الى التّوبة قبل وصول النّوبة و جعلنا و ايّاكم ممّن زجر فازدجر و ذكر فادّكر بحرمة الوسيلة الكبرى محمّد المصطفى صلّى اللّه عليه و آله ولىّ النّهى . سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ « 2 » * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 107 - [ آدمى به ديدار عمل خويش رود ] ( من عبد اللّه قطب ) اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ « 3 » بر حضرت مخدوم « اللّهم اكتبه من عندك من عبادك الصدّيقين محبا للحق و الدّين شيخ محمدا » واضح باد كه اين مردمان گمان برند كه آدمى ميرد ! وهمى است باطل كه اگر مردى رهيدى ، بلكه او منتقل مىشود از پرده‌اى از هستى به پرده‌اى ديگر ، چه هستى تو بر تو است از هر پرده‌اى كه نقل كرد به پرده‌اى ديگر ، اهل آن پرده كه از آن رفت گويند بمرد و اهل آن پرده كه بدان رفته گويند بزاد . و چون آدمى به آن جهان افتاد او را همراهى و هم‌صحبتى و مونسى نيست ، غير اعمال خويش ، يك يك عمل‌هاى او بگرد او مىآيند ، اگر عمل‌هاى شايسته است ، به

--> ( 1 ) . سوره معارج ، آيه‌هاى 11 و 12 و 13 و 14 « گناهكار آرزو مىكند كه كاش براى رهايى از عذاب آن روز مىتوانست پسران خود را عوض دهد ، و [ نيز ] همسرش و برادرش را ، و قبيله‌اش را كه به او پناه مىدهد ، و هركه را كه در روى زمين است همه را [ عوض مىداد ] و آن‌گاه خود را رها مىكرد » . ( 2 ) . سوره صافّات ، آيه‌هاى 180 و 181 و 182 « منزه است پروردگار تو پروردگار شكوهمند از آنچه وصف مىكنند ، و درود بر فرستادگان ، و ستايش ويژهء خدا پروردگار جهان‌هاست » . ( 3 ) . سوره انبيا ، آيه 1 « براى مردم [ وقت ] حسابشان نزديك شده و آنان در بىخبرى روىگردانند » .