عبد الله قطب بن محيى
263
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
نشست غير آنجا اگر راست پرسى جاى نشستن نيست ؛ اى وليّم صفت مقعد صدق خواهى كه بشنوى ؟ صفت آنجا دانم ، اما گفتن نتوانم ، راه آنجا به تو نمايم ، مىرو تا برسى كه چون برسى خود ببينى كه جايى چگونه است ، راه شهرستان دل بپرس و چون به آنجا رسى حلقهء ارادت بجنبان تا در به روى تو بگشايند ، چون درگشودند در رو كه شاهراه راست است ، يك سر آن موصول به دروازهء دل و سرى ديگر به مقعد صدق ، اينك نشان راست به تو دادم . و اگر پرسى كه دل خود را كجا يابم ؟ بدان كه دلها همه در دل عارف است ، ( در دل عارف ) درآى و دل خود را از ميان دلها بازجوى ، و دگر گويى در دل عارف چگونه درآيم ؟ گوييم : به دوام مراقبت و تمام اخلاص و تحقيق محبت و حسن ادب در ظاهر و باطن و اگر گويى چگونه عارف را بشناسم ؟ گوييم : به حسن نيّت و استعمال بصيرت و صفاى سريرت و التجا به حق عزّ و جلّ . اى وليّم ! عارف حجت خداى است در ارض و عقل حجت خداى است در آدمى ، حجت آدمى به حجت خداى راه نمايد و حجت خداى به خداى رساند و عماد اين امر و ملاك اين كار ، اصرار بر طلب است و عدم سرعت ملال . گر ز طلب دست ندارد مريد * عاقبتالامر بيابد مراد و السلام . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 103 [ و خداوند دو حرف آفريد ] من عبد اللّه قطب الى الحضرة العليّة المخدوميّة المحبية المحمديّة لا زالت مواهب اللّه فائضة عليه و عيون حفظه ناظرة اليه . اما بعد ، خداى عزّ و جلّ به مقتضى وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ « 1 » از هر چيز دو
--> ( 1 ) . سوره ذاريات ، آيه 49 « و از هر چيزى دو گونه [ يعنى نر و ماده ] آفريديم » .