عبد الله قطب بن محيى
242
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
چرا به آن جهان نروم كه شب تاريك و روز سوزنده آنجا نيست و به چراغ فروزان و ستارهء آويزان حاجت نه وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى « 1 » آنجا موى مشكين مصطفى است صلى الله عليه و آله وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى « 2 » روى نازنين او . خداوندا دانى كه مرا در اين جهان كامى نيست و دور از جوار رحمت تو آرامى نه ، اما قدرت و حكمت به دست تو است . هركس از ما را كه به جوار خويش برى به رحمت خود رسان و هر كس را كه مهلت دهى آن مهلت را در طاعت خويش گردان . انك ولى الجود و الاحسان سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ « 3 » . شنيدهام كه چون اسكندر وفات يافت كسى از دانايان گفت اين مرد در زندگى مدام پند مردم مىداد ، اما هرگز چنين پند كه در مردگى مىدهد نداد . اميد كه حق عزّ و جلّ گوشى پند شنو دهد تا پند مردگان بشنويم تا مگر داخل زندگان گرديم ، چه مرده نه آن است كه بر نعش است ، مرده آن است كه هرچند تذكرهء حق به وى رسد ، دلش از جاى نجنبد ! خداوندا دل دانا و گوش شنوا كرامت فرما ، خداوندا بعضى از اين جماعت را توفيق انابت دادى و در زمرهء إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ « 4 » درآوردى ، باقيان را نيز توفيق ده و بىتوبه از دنيا بيرون مبر و ايشان را در پاكان حشر كن انّك ولىّ الجود و الاحسان و باللّه التوفيق . موت امير غياث الدين عبد اللّه هيچ شما را تنبّه بخشيده يا همانيد كه بوديد ؟ مپنداريد كه هركه مرد جان برد ، نيستى منزلى است كه آدمى به آن نرود ، از آن روز كه هست شد تا ابدالآباد الوان هستى است كه او را پيش مىآيد ، هان رحمى بر خود كنيد
--> ( 1 ) . سوره ليل ، آيه 1 « سوگند به شب چون پرده افكند » . ( 2 ) . سوره ليل ، آيه 2 « سوگند به روز چون جلوهگرى آغازد » . ( 3 ) . سوره صافات ، آيه 181 « منزه است پروردگار تو پروردگار شكوهمند ، از آنچه وصف مىكنند و درود بر فرستادگان و ستايش ويژهء خدا پروردگار جهانهاست » . ( 4 ) . سوره بقره ، آيه 222 « خداوند توبهكاران و پاكيزگان را دوست مىدارد » .