عبد الله قطب بن محيى
226
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
مأموريم ، چه اين اجتماع و انفراد مقدّمهء تزكيهء نفس است در حق ما و مقدّمهء واجب ، واجب است ، و اگر ما مىكوشيم در عقد [ نماز ] جمعه در مسجد نوسنجان ، براى آن است كه ما را به قدر مقدور اين كوشش مىبايد كرد ، براى آنكه ما در اين برحقيم و خصم بر باطل و دست از حق خويش داشتن عجز است و عجز در دين منهى است ؛ و اگر هرچه مخالفان پيش گيرند از پيش برند ، بر سالكان جرى مىشوند و من بعد ايشان را به آسايش نمىگذارند . و چون ثابت شد كه ما را اين كوشش مىبايد كرد و اجتهاد به اين مفضى شد ، وظيفهء ما كردن آن كوشش است و چون به وظيفهء خود ايستادگى كرديم ، نشستن آن امر به جاى خود و ننشستن ، با ما دخلى ندارد آن داخل كار ما نيست ، آن داخل كار خداوند ما است و ما را در كار خداوند فضولى نيست و بر ما كه هرچه خداوند قضا راند ، از حلو و مر ، بر آن صبر كنيم به حول و قوّهء خداوند . و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 86 - [ سلامت جز در دارالسّلام متصوّر نيست ] ( من عبد اللّه قطب ) خداى عزّ و جلّ بندگان خويش را دو نوع آفريده ، بعضى را در حجاب هستى بداشته و روى ايشان به خود كرده و از خداى صرف كرده ؛ و شغل ايشان هميشه اثبات خود باشد ، و عزّ خويش در ذلّ ديگران شناسند و امن خود در قهر ناس شمرند ! و طايفهاى را حجاب از دل برداشته باشد و به جلال و كبرياى خويش بر ديدهء بصيرت ايشان تجلّى فرموده و روى ايشان از خود بگردانيده و به خداى كرده ، كما اقول : تا تو را ديدم ، انديشهء خود نيست مرا * هركه حق ديد دگر ميل به باطل نكند و اين طايفه عزّ خويش در عبوديت خداى شناسند و امن خود در برائت و صدق ؛