عبد الله قطب بن محيى
215
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
روشن و دلش به آن خرّم باشد ، هيچ دانيد كه آن چيست ؟ هر كار كه براى خدا كرده باشد نه براى خود ؛ چه ، آن روز خداى است جز آنچه براى خدا باشد در حساب نباشد و خودى در آن روز از آن ذليلتر و خوارتر باشد كه مكافات عملى كه جهت او كردهاند تواند كرد ! اى ولىّ من ! چون درويش آيد وى را گرامى دار و دلخوش روان كن كه ضيف خداى است ، چون كسى خسته باشد وى عيادت كن و دلخوشى ده كه خدا نزديك او است . اين دو طايفه از آن خدايند و اهل اللّهاند فقرا و مرضى . اى ولىّ من ! چون غمى آيد ، اندوهگين مشو كه بلا بر تن موجب صحت دل است . اى ولىّ من ! چون ، نعمتى بيابى ، اول به منعم آن شاد شو ، بعد از آن به نعمت . اى ولىّ من ! راحت در رضا به قضا است و غنا در توكل بر خدا است ، رضا و توكل دو جناح مؤمن است كه به آن پرواز كند به سوى علّيين و بىاين دو به آنجا نتوان رسيد ، چنان كن كه حظّ تو از اين دو خصلت به كمال باشد ؛ اى ولىّ من ! آنكس كه خزاين به ملوك داده و اسباب و اموال ايشان را ارزانى داشته ، رضا و توكل به سالكان داده و به آن ايشان را از همه چيز بىنياز گردانيده ، اى ولىّ من ! خوشا حال كسى كه سركارش با خداى باشد ، از خداى گيرد و براى خدا دهد و از اهل مناجات باشد و سرّ او از ذكر خداوند خويش هرگز خالى نباشد ، اگرچه ظاهرش با اين و آن باشد ؛ چه لذيذ كه عيش او است و چه خوش كه حال او است و چه فارغ كه دل او است و چه طيّب كه حيات او است ، نور جهان چنين كس است و چشم جهان به چنين كس روشن است و محل نظر خداى عزّ و جلّ از جهان چنين كس است . جعلك اللّه و ايّانا منهم و السّلام عليك . * * *