عبد الله قطب بن محيى

199

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

است از مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ ( هم الخاسرون ) الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خالِدُونَ « 1 » وصف‌الحالش است ؟ جواب آنكه مراد به ظالم لنفسه نه كسى است كه سيّئاتش بيش از حسنات باشد ، بلكه كسى است كه او را سيّئات فىالجمله باشد ، اگرچه مغمور باشد به حسنات ؛ و مراد از مقتصد و سابق بالخيرات ، آنانند كه اصلا معصيت از ايشان صادر نگردد . تفاوت اين است كه سابق بالخيرات با آنكه گناه نمىكند استكثار از طاعات متبرّعه مىنمايد و مقتصد گناه نمىكند و استكثار از طاعات متبرعه هم ندارد ، هرچه بر وى فرض است بجا مىآورد و هرچه بر وى حرام است دست از آن مىدارد و مقام او اين است ، مانند آن شخص كه به رسول اللّه صلى الله عليه و آله گفت : « و اللّه لا ازيد على هذا و لا انقص » و اين مقام را ذوقى است عزيز ، اگرچه مقام سابق بالخيرات اعزّ و اجلّ است . و اگر كسى از موضع صله كه ظالم لنفسه فرمود ، نه « ظالم على نفسه » متفطّن مر اين معنى شود كه ظالم لنفسه را گفتيم ، بعيد نيست ، چه لام براى مجرد صله است و على ، مفهم استعلايى است زايد ، كانّ كه غالب السّيئات را تسميه به ظالم على نفسه مناسب است و مرتكب سيّئهء فىالجمله ، به ظالم لنفسه . و اللّه اعلم باسرار كلامه ، و هاهنا اسرار آخر يعرفها الالهيون رزقك اللّه حبيبى معرفة تلك الاسرار و افاض على قلبك مواهب الانوار . ديگر از حال كسى كه سيّئات و حسنات او مساوى باشد ، پرسيده بودند كه چنان كس از مفلحين است يا از خاسرين ؟ جواب آنكه چنان كس حكمش در آيهء وزن مذكور نيست ، چنانچه گويى نظر بر اين ناظر را گمان افتد كه مگر اين قسم نيست ، اما دريغا سير اعتبار وجود اين قسم

--> ( 1 ) . سوره مؤمنون ، آيه 103 « و كسانى كه كفه ميزان [ اعمال ] شان سبك باشد ، آنان به خويشتن زيان زده [ و ] هميشه در جهنم مىمانند » . ( هم الخاسرون ) جزء آيه نيست .