عبد الله قطب بن محيى

182

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 62 - [ دست از سلوك راه دل مداريد ] ( من عبد اللّه قطب الى اوليائه ) نفس از نار است و دل از نور ، قياس حال دل از حال كواكب بايد كرد و قياس حال نفس از حال مصابيح ، چنانچه روشنى چراغ به مدد روغن باشد كه از خارج رسد ، تا آن مدد و اصل باشد ، چراغ افروخته باشد ، و چون آن مدد كمى گيرد ، چراغ روى در فرومردن آورد ، همچنين روشنى و افروختگى صاحب نفس از مدد مال و جاه و لذّات و شهوات كه از خارج ذات اين كس است باشد ، تا آن امور منتظم است و مدد آن به او و اصل ، تازه‌روى و گشاده و خوشحال است و چون آن مدد روى در كمى نهد ، حال او روى در خرابى آورد و پژمردگى و كآبه و حزن و تيرگى بر او بازديد آيد . اما صاحب دل روشنى او در ذات او است بىعلّت و سبب و معاونت و مدد ، مانند روشنى ماه و آفتاب و ستاره ، اگر جهان از جاى برود ، دل وى از جاى نرود و اگر عالم تيره شود وى تيره نگردد ، او به ذات خويش تازه و روشن است نه به مدد جهان ، خداى عزّ و جلّ او را در ذات خويش روشن آفريده و روشنى او را مربوط به چيزى از جهان نساخته و به امرى خارج از ذات او بازنبسته ، چون چنين است خردمند بايد كه متابعت احكام دل كند تا سلطان دل او آشكار گردد و به نور باقى رسد و قيام به ذات خويش حاصل كند . و واى بر اين كس كه روشنى او به چراغ نفس باشد ، آن دم كه مدد آن چراغ به مرگ بالكليه منقطع گردد ، هر حزن و كآبه كه او را اين دم براى قلّت مدد گاه روى مىنمايد آن دم به يك بار مجموعة بر او فروآيد . اى اخوان ! دست از سلوك راه دل مداريد كه چون طباشير صبح ظهور دل طلوع كند ، آن روى نمايد شما را از سرور كه ملوك بر سرر آن را نيافته باشند و اگر در دنيا روى ننمايد ، در آخرت اين در بگشايد . غم مخوريد ، اى اخوان ! سالك چون كار آخرت كند و آخرت خويش را آبادان كند ، به ناچار در دنياى او قصور پديد آيد و