عبد الله قطب بن محيى
176
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
اما بعد ، پرسيده بودند كه با وجود بقاى رب عزّ و جلّ كه خلف كل است به فناى غير او غمناك بودن گناه نباشد ؟ جواب : در آدمى قوّهء حيوانى هست و قوّهء انسانى . قوّه حيوانى را اذن دخول در بساط الهيه نيست ، اندوه بر فوات فانيات از ناحيه او درمىآيد ، مادام كه قوّهء انسانى محجوب و مغموم نيست ، غم نيست ، چون طمأنينهء قلب باشد ، كراهت طبع زيان ندهد جز آنكه آدميان بعضى چنانند كه قوّه انسانى ايشان مطلقا مستهلك است در قوّهء حيوانى أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ « 1 » ايشان همه طبعند ، دل ندارند ، « يحول المرء و قلبه » صفت ايشان است . و چنين كسان ، در مواقع اقدار كاره محض باشند ، و بعضى را نور دل تابنده و ايشان مؤمنانند و آن مقدار از دل ايشان كه ظهور كرده به رضا موصوف باشد . اينجا درجات پيدا شود ، كس باشد كه ماه دل او تمام تابيده باشد و منجلى شده و ظلمت طبع بر او همچون كلفى مانده باشد بر روى ماه يا خالى بر روى آفتاب . و حكم رضا در چنين كس غالب باشد بر حكم كراهت ، غلبهء سخت نماينده ، و كس باشد كه از دل او اندكى نموده باشد ، همچون نقطه سپيد بر روى سياه و خداى عزّ و جلّ به فضل خود چنين كس را آخر از روى سپيدان كند . و لو بعد حين و اللّه الهادى . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 59 - [ در محن و مصائب كه به شخص رسد ] من عبد اللّه قطب بن محيى الى وليّى اللّه الامير الشيخ نور الدّين محمد . امّا بعد ، در محن و مصائب كه به شخص رسد ، لذّتى دقيق باشد كه مردمان باز
--> ( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 179 « آنان همانند چهار پايان بلكه گمراهترند » .