عبد الله قطب بن محيى

164

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

و پيمان نشكست ، در پاى يار مرد ، عهد به پايان برد و در پاى نبرد . اللّه سبحانه او را همنشين آن‌كس كه محبت او دلنشين او و مبايعت بر متابعت طريق او طريق و آيين او بود گرداناد ، اگرچه به فراق او محزون و گريانيم ، اما چون ما هم در پى مىرانيم و اينجا نمىمانيم ، چرا فرومانيم . قافله‌اى است از مردم بار مىكنند ، تى و دم اوّل آن موقوف بر آخر و آخر آن به سوى اوّل ساير ؛ هركس را نوبتى است و هر نوبت را ميقاتى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ . « 1 » آماده رحيل مىبايد شد تا چون هنگام رسد ، دست‌پاچه نشوند و دانيد كه به چه چيز از اين دست‌پاچگى خلاص توان شد ؟ به يك چيز و بس و آن يك چيز خداى است عزّ و جلّ ، چون صرصر مرگ بوزد ، هيچ چيز پيش آن نگيرد ، نه علم نه عمل نه فضل نه هنر نه مال نه زر نه ملك نه بشر الّا حى لا يموت ، هركس كه دست به حىّ لا يموت زده از جاى نمىرود و از راه نمىافتد وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ « 2 » پس اى حبيب من خود را بر لطف خداى افكن بىدست آويز علم و عمل و فضل و فن . نزد خداى لطف خداى شفيع ساز ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفِيعٍ أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ « 3 » طاعت براى بندگى كن ، ذخيرهء خود را فضل و رحمت خداى دان قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ . « 4 » در حين مرگ عنقاى استغنا پرى زند كه همهء طاعات مطيعان به باد بىنيازى بردهد ، گناهكار اگر در آن دم به خداى اميدوار باشد ، رستگار گردد و نيكوكردار اگر

--> ( 1 ) . سوره نحل ، آيه 61 « چون اجلشان فرارسد ، ساعتى آن را پس و پيش نمىتوانند افكنند » . ( 2 ) . سوره آل عمران ، آيه 101 « و هركس به خدا تمسك جويد قطعا به راه راست هدايت شده است » . ( 3 ) . سوره احزاب ، آيه 4 « براى شما ، غير از او سرپرست و شفاعتگرى نيست ، آيا باز هم پند نمىگيريد » . ( 4 ) . سوره يونس ، آيه 58 « بگو به فضل و رحمت خداست كه [ مؤمنان ] بايد شاد شوند و اين از هرچه گرد مىآورند بهتر است » .