عبد الله قطب بن محيى

140

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 42 - [ روزى كه آدمى به باطن خود رسد و ملكوت خود مشاهده نمايد ] ( من عبد اللّه قطب ) چون ملاقات جسمانى مشروط است به اين و متى و وضع و اضافه و از اين مقوله شروط همّت الهيّين آن را به چيزى نسنجد و منّت‌پذير اين‌همه معانى نتواند شد ، آرزوى ايشان ملاقاتى است پاك از اين علايق و عوايق كه آونگان به محض قدرت خداى است عزّ و جلّ بىمداخلهء علّتى و آلتى و شرطى و جهتى ، چه منّت از قدرت خداى عزّ و جلّ كشيدن ميسّر است ، اما از غير آن نه ، و در خزاين خداى عزّ و جلّ چنين ملاقات هست چون خواهد متحابّين فى حلال اللّه را از آن چشاند و به آن از تمتّعات دنيوى و شهوات ارضى بازكشاند و به آن منزلت رفيعهء مغبوط ساير بشر گرداند ، كما ورد فى صحيح الخبر : « انّ المتحابّين ليرى غرفهم فى الجنّة كالكوكب الطّالع الشّرقىّ او الغربىّ فيقال من هؤلاء فيقال هؤلاء المتحابّون فى اللّه عزّ و جلّ » . نظر اكثر خلايق باز بستهء اسباب است ، چون اهل ذوق خبرى از عالم قدرت دهند يا اهل حق خبرى از امور ملكوت شرح كنند باور ندارند وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ - و لا يُؤْمِنُونَ - و لا يُوقِنُونَ « 1 » و امثال اينكه در قرآن آيد ، براى اين است كه معانى قرآن شرح عالم قدرت و كشف امور ملكوت است . نظر اكثرين از آن قاصر باشد و قلوب ايشان آن را منكر بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ « 2 » و اگرچه امور ملكوتى نيز در پرده اسباب رود ، مقرون عوارض مذكوره اما حاجت به آنها آنجا منتفى باشد ، چنانچه اهل جنت اعتماد به زمين كنند نه از آنكه از امساك خود عاجزاند كه اگر چنين بودى در اول زمين را از زير پاى خود نخوردندى ، آن زمين

--> ( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 187 « ولى بيشتر مردم نمىدانند - و ايمان نياورند - و يقين ندارند » . ( 2 ) . سوره نمل ، آيه 66 « [ نه ] بلكه علم آنان درباره آخرت نارساست ، [ نه ] بلكه ايشان درباره آن ترديد دارند ، [ نه ] بلكه آنان در مورد آن كوردلند » .