عبد الله قطب بن محيى
138
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 41 - [ و ما خلقت الجنّ و الإنس إلّا ليعبدون ] ( من عبد اللّه قطب ) آدمى به بندگى نيك است اما به خداوندى نه ، چون بندهوار زيد زيبا آيد ، و در غايت كمال ، چنانكه در بندگان خداى عزّ و جلّ از وى بهتر نباشد ؛ امّا اگر خداوندانه زيد نگونسار و پريشان و بدبخت و بىسامان و افگار و ناتوان و گرفتار و سرگردان گردد ، براى آنكه اهبت و استعداد خداوندى ندارد ، چگونه او را اهبت و استعداد خداوندى باشد و او بنده است و براى بندگى است ، كه وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ « 1 » بنده اسباب بندگى داشته باشد و از بنده بندگى آيد ؛ بنده را با خداوندى چه نسبت و آيين خداوند او را از كجا ؟ اگر كسى پرسد كه آيين بندگى چيست و بندهوار زيستن چگونه است ؟ و آيين خداوندى چيست و خداوندانه زيست كردن بنده چگونه باشد ؟ گوييم : خداى عزّ و جلّ اسم ( عبد و سيّد ) در جهان براى آن آورد تا مرآتى باشد تعريف حقيقت عبوديّت و سيادت را ، اكنون نگاه كن در آن صنف از بنىآدم كه ايشان را عبيد نامند كه چگونه زيست مىكنند . آيين بندگى آن است و بندهوار زيستن چنان ، و زيست ايشان چنين است كه نه امر خود را به خود قايم مىدانند و در گردن خود و نه امر سيّد را بلكه امر خود را و امر سيد را همه به سيّد قايم مىدانند و در گردن او ، و ايشان را با تأسيس امر و تمهيد اصول آن و استقلال به اتمام آن هيچ دخل نيست ، فارغ البال و آسودهاند از آنكه از اين ابواب بر دل ايشان بارى باشد ، آنچه وظيفهء خود مىدانند همين است كه امر جزيى كه سيد ايشان را فرمايد به تقديم رسانند ، ديگر با نفع و ضرر و سود و زيان آن و هيچچيز
--> ( 1 ) . سوره ذاريات ، آيه 56 « و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند » .