عبد الرحمن جامى
46
أشعة اللمعات ( فارسى )
تعالى - آن را بر بندگان خود ايجاب نكرده است ، بلكه ايشان آنها را - تقرّبا الى اللّه تعالى - به خود لازم گردانيدهاند « 1 » و چون در اين ارتكاب و التزام وجود ايشان در ميان است فناى ذات و استهلاك جهت خلقيّت آن در جهت حقيّت ، فايده نمىدهد ، بلكه نتيجهء آن همين است كه قوا و اعضاء و جوارح وى عين حقّ گردد ؛ به آن معنى كه جهت حقّيّت بر خلقيّت غالب آيد و جهت خلقيّت ، مغلوب و مقهور گردد و اين را قرب نوافل گويند و در اين قرب ، بندهء سالك ، فاعل و مدرك باشد و حقّ - سبحانه و تعالى - آلت وى و اشارت به اين مرتبه است حديث « كنت سمعه و بصره و لسانه و يده و رجله ، بى يسمع و بى يبصر و بى ينطق و بى يبطش و بى يسعى » . و يا از قبيل فرائضند كه حقّ - سبحانه و تعالى - آن اعمال و عبادات را بر ايشان ايجاب كرده است و ايشان بنا بر امتثال امر ، ارتكاب آن نمودهاند و چون در [ اين ] ايجاب و ارتكاب ، وجود ايشان در ميان نيست نتيجهء آن فناء ذات سالك و استهلاك جهت خلقيّت آن است در جهت حقيّت و اين را قرب فرائض گويند و در اين قرب ، حضرت حقّ سبحانه ، فاعل و مدرك است و سالك با قوا و اعضاء و جوارح خود بهمنزله آلت و اشارت به اين مرتبه است : « إنّ اللّه قال على لسان نبيّه أو عبده سمع اللّه لمن حمده » . و چون اين را دانستى ، بدان كه مقرّبان از چهار حال بيرون نيستند ؛ يا متحقّق به قرب نوافلند فقط ؛ و ايشان را صاحب قرب نوافل خوانند « 2 » ؛ و يا به قرب فرائض فقط ؛ و ايشان را صاحب قرب فرائض خوانند « 3 » ؛ و يا به جمع بين القربين - بىتقيّد به
--> ( 1 ) . اين را قرب نوافل گويند ، كه در ارادهء عبّاد است ؛ چنانكه حمّاد بن بشير از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه خداوند چنين فرموده است : « ما تقرّب الىّ عبد بشىء أحبّ الىّ ممّا افترضت عليه و انّه يتقرّب الىّ بالنافلة حتّى أحبّه فإذا احببته كنت سمعه الذى يسمع به و بصره الذى يبصره به و لسانه الذى ينطق به و يده التى يبطش بها ؛ إن دعانى اجبته و إن سألنى اعطيته . . . » ( كافى ، ج 2 ، ص 352 ، روايت 1 و 2 . يك قرب فرائض داريم كه عبّاد تحت ارادهء حقّ تعالى هستند ، كه اوّلى مرتبهء تجلّى اسمائى است و دومى مرتبهء تجلّى ذات است . ( 2 ) . كه اينان مظهر تجلّى اسمائىاند . ( 3 ) . كه اينان نيز مظهر تجلّى ذاتيهاند .