عبد الرحمن جامى
41
أشعة اللمعات ( فارسى )
و هكذا الى ما شاء الله ؛ و پوشيده نماند كه هرچند شرائط وجود شىء بيش مىشود ، و بعد آن موجود از حضرت حقّ سبحانه بيش مىگردد و ابعد موجودات از اين حيثيّت ، ماهيّت انسانى است بوجوده العنصرى ؛ زيرا كه وى نوع اخير است از مولود آخرين از مواليد ثلاث « 1 » ؛ پس جهات احتياج و امكان در وى از همه موجودات بيشتر باشد و حجب مانعه از رجوع به وحدت ، افزونتر ؛ امّا حضرت حقّ سبحانه در حقيقت انسانى ، استعداد رفع آن حجب نهاده است ، به خلاف ساير حقايق كه هريك از ايشان به مقتضاى وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ در مقام خود محبوسند و استعداد تجاوز از آن ندارند . مظهر شىء صورت اوست و أيضا منها - مظهر شىء ، صورت اوست و صورت شىء عبارت از امرى است كه آن شىء به وى معقول يا محسوس شود و ظهور شىء ، تميّز و تعيّن وى است ؛ چنانكه ظهور جنس مثلا در مرتبهء انواع ، تميّز و تعيّن وى است به منوعات و ظهور نوع در مرتبهء اشخاص ، تعيّن و تميّز وى است نسبت به مشخصات . مغايرت مظهر در آن چيزى كه در وى ظاهر است و أيضا منها - هر مظهرى كه هست ، مغاير است مر آن چيزى را كه در وى ظاهر است و ظاهر ، به صورت و شبح خود در آن مظهر است نه به ذات خود ؛ همچنانكه از آينه و آب - و آنچه در ايشان مىنمايد - اين معنى ظاهر است مگر مظاهر حقايق مطلقه ، چون مظاهر الهيّه كه در آنجا ظاهر و مظهر با يكديگر متّحدند و فرق ميان
--> - قلم ؛ زيرا جميع آنچه نوشته مىشود ، به وسيلهء قلم اعلى است به تقدير مدبّر در لوح قضا - اجمالا - و در لوح تقدير - تفصيلا . ( 1 ) . مراد جماد و نبات و حيوان است .