عبد الرحمن جامى

214

أشعة اللمعات ( فارسى )

صورت حجابيّت تعيّن و تقيّد است كه غطاى بصر تو شده از شهود آن آفتاب . « اگر اين غطا ، كه تويى توست ، از پيش بصر كشف شود ، محبوب ، محبوب را بيند و محبّ ، در ميان نه ، آن‌گاه به سمع سر او اين ندا آيد كه ، شعر : بدا لك سرّ طال عنك اكتتامه * و لاح صباح كنت أنت ظلامه فأنت حجاب القلب عن سرّ غيبه * و لولاك لم يطبع عليه ختامه » يعنى ظاهر شد بر تو سرّى كه دراز كشد پنهانى وى از تو ، و روشن شد صباحى كه بودى تو تاريكى او ؛ پس تويى پردهء دل خود كه او را از سرّ غيب خودش در حجاب كردى ، و اگر تو نبودى ، مهر تعيّن و هستى بر وى منطبع نشد و حجاب سرّ غيبش نگشتى . « رباعى : روزت بستودم و نمىدانستم * شب با تو غنودم و نمىدانستم ظنّ بود مرا به من كه من ، جمله ، منم * من جمله ، تو بودم و نمىدانستم اينجا دعوى عاشق همه اين بود كه " اللّهمّ اجعلني نورا " يعنى مرا » از ظلمت هستى من برهان و « در مقام شهود بدار ! تا ببينم به تو كه من توام ، آنگه گويم : " من رآنى فقد رأى الحقّ " » هركس كه مرا ديد عيان حقّ را ديد ، « مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ » « 1 » فرمان بر پيمبر فرمان بر خداست « كه اگر من ، من باشم » و حرف تعيّن خود را از لوح هستى نتراشم « تو را نبينم ، لاجرم گويم : " نور أنّي أراه " » « 2 » نورى است محيط چون ببينم او را ؛ « بيت : خلق را روى كى نمايد او * در كدام آينه درآيد او ؟ »

--> ( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 80 . ( 2 ) . از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از رؤيت پرسيدند ، فرمود : " نور انّى اراه ؟ " فتوحات المكّيّة ، ج 4 ، ص 39 .