عبد الرحمن جامى

139

أشعة اللمعات ( فارسى )

لمعهء دوازدهم در بيان وصول سالكان به تمامى سير الى اللّه و شروع ايشان در سير فى اللّه و تحقيق آن « بر هركه به حقيقت » از راه سلوك يا جذبه ، « اين در بگشايند ، بايد كه در خلوتخانهء نابود خود نشيند » و از ذات و صفات خود كرانه گزيند « و خود را و دوست را آينهء يكديگر بيند » در آينه دوست خود را نگرد و در آينهء خود مطالعهء اسماء و صفات دوست كند ؛ « بيش ، سفر » كه سير الى اللّه است « نكند » ؛ زيرا كه سير الى اللّه تا فناء فى اللّه ، كه فتح عبارت از آن است ، بيش نيست - « لا هجرة بعد الفتح » - يعنى همچنان‌كه بعد از فتح مكه ، هجرت به مدينه نماند و اجرى كه بر هجرت مترتب مىشد منقطع شد ، همچنين بعد از فناء فى اللّه كه به منزلهء فتح مكّه است ، هجرت سير الى اللّه نماند ؛ زيرا كه سير الى اللّه تا فناء فى اللّه بيش نيست . « آينهء صورت از سفر دور است * كان پذيراى صورت از نور است » يعنى آينهء صورى ، كه عبارت از آن آهن مصقول است ، از براى انطباع صورت ناظر در وى ، حاجت به آن ندارد كه به جانب صورت سفر كند و جنبش نمايد ؛ زيرا كه وى پذيراى صورت از جهت صفا و نوريّت وجه خود شده ؛ هرچه در مقابل وى مىافتد در وى مىنمايد و صورت آن در وى منطبع مىگردد بىحركت وى به سوى صورت ؛