عبد الرحمن جامى

135

أشعة اللمعات ( فارسى )

لمعهء يازدهم در دفع شبهه‌اى چند كه سالكان الى اللّه را روى مىنمايد و بدان در ورطهء حلول و اتحاد و زندقه و الحاد مىافتند اين شبهه را از دو وجه دفع مىكند : يكى آنكه ظهور حقّ متجلّى را در عبد متجلّى له ، به ظهور صورت مرئى در مرآت تمثيل مىكند ؛ يعنى همچنان‌كه صورت حال نيست در آينه و متحد نيست با آن ، بلكه ميان صورت و آينه نسبتى است مخصوص كه سبب ظهور صورت مىشود در آينه ، همچنين ميان حقّ متجلّى و عبد متجلّى له نسبتى است مخصوص ، مجهول الكيفية ، كه سبب انكشاف حقّ مىشود بر بنده ، بىتوهّم حلول و اتحاد ؛ و بدين وجه اشارت كرده است ، اولا كه مىگويد : « بدان كه ميان آينه و صورت به‌هيچ‌وجه نه اتحاد » كه عبارت است از صيرورت شيئين شىء واحد « ممكن بود نه حلول » كه عبارت است از درآمدن چيزى ؛ و همچنان‌كه ميان آينه و صورت هيچ از اين واقع نيست ، همچنين ميان حقّ متجلّى و عبد متجلّى له واقع نيست . « گويد آن‌كس در اين مقام فضول * كه تجلّى نداند او ز حلول » و وجه ديگر آن است كه « حلول » به حسب واقع ، « و اتحاد » به حسب توهم ، « در دو ذات » يعنى در دو موجود متميّز از يكديگر - خواه هر دو جوهر باشند و خواه