عبد الرحمن جامى
123
أشعة اللمعات ( فارسى )
لمعهء نهم در بيان آنكه مشهود هريك از معشوق و عاشق ، در آينهء آن ديگرى چه چيز است و در بيان مراتب شهود عاشق و نهايت آن « محبوب آينهء محبّ است » ؛ پس محبّ وقتى كه به قرب نوافل متحقّق نشده باشد « در او » يعنى در محبوب ، « به چشم خود جز خود را نبيند » و چون بدان قرب متحقّق شده باشد حكم آن خواهد آمد ؛ « جز اسماء و صفات خود مطالعه نكند و احكام آن نبيند » ؛ زيرا كه اسماء و صفات ظاهرى - بىاعتبار ظهور آن در مظهر - در ذات ظاهر باطنند و احكام ايشان در ايشان مستجن ؛ و بعد از ظهور ظاهر در مظهر ، متمايز الاحكام و الآثار مىنمايند ؛ « و چون محبّ ، اسماء و صفات او را » يعنى محبوب را كه در خود ظاهر بيند « عين او » يعنى عين محبوب « يابد ، لاجرم » از آن به نفس محبوب تعبير كند ؛ در مخاطبهء محبوب به ملاحظهء آنكه خود را آينهء او داند « گويد ، شعر : شهدت نفسك فينا و هى واحدة * كثيرة ذات أوصاف و أسماء » يعنى در مرائى اعيان ما ، ذات خود را كه واحد است به وحدت حقيقى مشاهده نمودى ، كثير است به كثرت نسبى اسمائى ؛ زيرا كه در هريك محبوب را ، آينهء خود داند گويد :