عبد الرحمن جامى

105

أشعة اللمعات ( فارسى )

لمعهء ششم در بيان آنكه هريك از محبوب و محبّ آينهء يكديگرند و هريك ، به طور آن ديگر برمىآيد و به خصوصيت خود مقيّد نيست « نهايت اين كار » - خواه به طريق سلوك به اين نهايت رسند و خواه به طريق جذبه - « آن است كه محبّ ، محبوب را آينهء خود بيند » پس شهود در آنجا محبّ باشد نه محبوب ؛ « و خود را آينهء او » ؛ پس مشهود در آنجا محبوب باشد نه محبّ ؛ يعنى نهايت كار ، جمع است ميان اين دو رؤيت و آن را مقام جمع الجمع « 1 » گويند و اين مرتبهء سيم باشد « 2 » از توحيد حالى ؛ و مرتبهء چهارم احديّت جمع « 3 » است كه مرتبهء اكمليّت و وراثت

--> ( 1 ) . وقتى حقيقت وجود به شرط لا اخذ شود ، مرتبهء احديّت و جمع الجمع و حقيقة الحقائق و العماء ناميده مىشود كه در جميع اسماء و صفات مستهلك شده باشد . ( 2 ) . مرتبهء اوّل ، مرتبهء تعيّن اوّل ، علمى غيبى ، اجمالى است نه تفصيلى و مرتبهء ثانيه ، مرتبهء عقل اوّل است . اگرچه در آن جميع صور متمايزه يافت مىشود ، علمش به جميع ، علم غيبى - تفصيلى است و اين صور متمايزه فقط همان صورى هستند كه به حسب مرتبهء خاصه مىباشند و مرتبهء ثالثه ، مرتبهء عالم كبير است . اگرچه اين معانى به وجود عينى - تفصيلى در آن يافت مىشود و در آن جميع ، به انواع مختلف ادراك مىشود ، گاهى احديّت جمع الجمع از آن فوت مىشود . ( 3 ) . يعنى احديّت جمع عبارت است از « الصورة الوجودية الظاهرة لنفسها الحاصلة من الاجتماع الأوّل الاسمائى المذكور فهي صورة الرّحمن ، و التّجلي هو من الله مسمى الأسماء المشار إليها ، و مرتبة التّجلي المذكور هو المسمّى بحقيقة الحقائق ، و فى التحقيق الأوضح هي الرتبة الإنسانية الكماليّة الإلهيّة المسمّاة بحضرة أحدية الجمع » .