پير جمال الدين محمد اردستانى
81
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )
بو ( بود ) ، اسپرده ( سپرده ) ، وانگفتم ( بازنگفتم ) ستاده ( ايستاده ) ، استد ( بايستد ) ، اوفكند ( افكند ) اوفتاد ( افتاد ) ، كجا بهمعناى جايى كه و كه و . . . و همچنين حروف اضافه و ربط : ابر ، ابا ، ابى ، ار ، اندر ، ازيرا ، همى ، ايدون و همىدون ، از بسامد بالايى در اين مثنوى برخوردارند . اما اين واژهها به خوبى در بحر متقارب ، كه اين منظومه در آن سروده شده ، جا افتادهاند و جالب اينكه در ساير مثنوىهاى پيرجمال بهخصوص آنهايى كه هموزن مثنوى شرح الكنوز هستند اين لغات بسيار كمترند و زبان كهنهء اين منظومه در آنها وجود ندارد . شايد پيرجمال نامأنوس بودن زبانش را فهميده و در ساير آثار خود آن را به كار نبرده است . اما در بخش منثور اين كتاب سبك جمالى همانند قسمتهاى منثور مثنوىهاى ديگر او و كتاب مرآة الافراد است ، يعنى نثرش آميخته به تركيبات و لغات عربى و تضمين آيات و احاديث است و اگرچه در بعضى مواقع دشوار و ديرياب مىشود اما كلا ساده و روان است و با قدرى تامل مىتوان مطالب آن را فهميد . 2 . 2 . برخى ويژگيهاى دستورى : 2 . 2 . 1 . استفاده از دو حرف اضافه براى يك متمم مثل : به سر بر ، به خاك اندر ، به خود در ، به جنگ اندر ، به آيينه در ، به جام اندر ، به تاب اندر و . . . 2 . 2 . 2 . آوردن پيشوند « مى » استمرارى قبل از پيشوندهاى « ب » التزامى و « ن » نفى و . . . ، مثل : مىدرآيد ، مىنسوزم ، مىنيفكند ، مىبسوخت ، مىنگويم ، مىنگذارند ، مىنبردى و . . . 2 . 2 . 3 . به كار بردن پيشوند منفىساز « م » به جاى « ن » در فعلهاى امر منفى مثل : مگوى ، مپوى ، مپرس ، مخسب ، مباش ، مجنب ، مهل ، ميا ، ميار ، ميفزاى ، مرم و . . . 2 . 2 . 4 . كاربرد پيشوند « در » قبل از فعلهاى امر ، ماضى و مضارع مثل : درآ ، درنگر ، درباست ، درگذارند ، دررباى ، درشدم ، دربديدم ، درميا و . . . 2 . 2 . 5 . استفاده از پسوندهايى مثل ناك ، وار ، وش ، انه ، گه ، گى ، آسا بعد از كلمات و تركيبات مختلف به شيوهاى منحصر به فرد و نامعمول به منظور ساختن قيد حالت و