پير جمال الدين محمد اردستانى
55
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )
پيرجمال در مورد اينكه چرا هركسى به موهبت ملامت نمىرسد و چرا اين موهبت ملامتپذيرى را خدا فقط به برخى عرضه مىدارد مىگويد كه ملامت هم مثل نور عصمت تنها به برخى از بندگان خاص خدا داده شده و نور عصمت چون هميشه با ملامت توأم است ، ملامت نيز همانند نور عصمت از پيامبر ( ص ) به ائمهء اطهار ( ع ) و از آنها به اوليا منتقل شده است : [ ملامت ] . . . در حقيقت ذات حضرت خواجهء كائنات و . . . ( ص ) استقامت كلى پذيرفت و چون به مدت چهل سال در ذرات مطهر آن حضرت پرورش يافته بود چون ظهور كلى نمود سبب جنون و اختلال صورت نبوت نشد اين موهبت خاصهء آن حضرت است و لهذا نبوت بر او ختم شد و از آن حضرت نزول به سرور اوليا و . . . على مرتضى ( ع ) نمود و آل كرام ، از بتخصيص در ساقى اهل بلا حسين كربلا ( ع ) به تمامى جاىگير شد و تا بامداد قيامت جرعهنوشان بزم عشق و ملامتيان كوى درد از جام مالامال آن حضرت نصيب و بهره مىيابند كما قال « ثم الامثل فالامثل . . . » « 1 » و در كنز الدقائق مىگويد : « دائم الاوقات اوليا از اهل عصر ملامت و اذيت كشيدهاند و تحمل نمودهاند . » « 2 » در آخر بايد گفت اگرچه پيرجمال پيوسته تحمل و صبر را در برابر مشكلات و طعنهها و ملامتها ستوده و توصيه كرده است ولى در هيچ جا توصيه به انجام اعمال خلاف شرع و عرف و شكستن عادت و پنهانكارى عبادت نكرده است و منظور وى از اصل ملامت همان تحمل و صبر در برابر شقاوتها و . . . است . 2 . 3 . نور : 2 . 3 . 1 . نور خداوند : اى نور مقدس كه در اين پرده نهانى * وهوه چه نهانى كه چو خورشيد عيانى
--> ( 1 ) . شرح الكنوز ، ص 236 . ( 2 ) . كنز الدقائق ، برگ 149 .