پير جمال الدين محمد اردستانى

49

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )

2 . 1 . 1 . دورى از حسد : نخست از حسد كن حذر زود زود * كه سد عظيم است اين كوه دود « 1 » 2 . 1 . 2 . دورى از خودبينى و خودرايى : دگر آنكه خودبين و خودرا مباش * اسير خيالات سودا مباش « 2 » 2 . 1 . 3 . كوشش براى نيكو كردن اخلاق و دورى از برآوردن اميال و آرزوهاى نفس : به خلق و كرم كوش و حجت مگير * عروس امل را مشو هين اسير « 3 » بكش نفس بدكيش را زينهار * كه دانم در آخر شوى شهريار « 4 » 2 . 1 . 4 . نگاه داشتن زبان از سخنان ناپسند : مگو تا توانى سخن ناپسند * گليم جهالت به خود درمبند « 5 » 2 . 1 . 5 . دورى از آزار مردم : به آزار مردم مپيچ اى پسر * به خدمت كمر بند و مفراز سر « 6 » 2 . 1 . 6 . به ديده حقارت به مردم نگاه نكردن و اجتناب از فخرفروشى : حقارت نگاهى به مردم نكن * تفاخر به ملك دو عالم نكن « 7 » 2 . 1 . 7 . صبر ، تحمل و استقامت : تحمل به پيش آر و صابر نشين * تفأل ز مرآت حاضر ببين « 8 » 2 . 1 . 8 . دورى از پرحرفى و پياپى سخن گفتن : زبان را مجنبان و آهسته باش * چو بازان شاهى نظربسته باش « 9 » 2 . 1 . 9 . سالك نبايد در يادگيرى تنها به شنيدن و تقليد و مطالعهء علوم ظاهرى اكتفا كند . پيرجمال اين اصل را بسيار مهم مىداند و پيوسته بر آن تاكيد كرده است به‌عنوان نمونه گفته است :

--> ( 1 ) . شرح الكنوز ، ص 392 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . همان ، ص 225 . ( 5 ) . شرح الكنوز ، ص 105 . ( 6 ) . همان . ( 7 ) . همان . ( 8 ) . همان . ( 9 ) . همان ، ص 128 .