پير جمال الدين محمد اردستانى
45
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )
از آثار مهم او بايد عوارف المعارف ، رشف النصائح ، اعلام الهدى و اعلام التقى را نام برد و از شاگردان مشهور او مىتوان سعدى شيرازى ، شيخ اوحد الدين كرمانى ، شيخ احمد بسوى ، شيخ شمس الدين صفى ، شيخ نجيب الدين على بزغش شيرازى و شيخ عبد السلام كامويى را نام برد . « 1 » 1 . 2 . شيخ عبد السلام كامويى : « 2 » تنها منبعى كه به زندگى و احوال شيخ زين الملة و الدين عبد السلام مشهور به سلطان كامو اشارات كاملى دارد همين كتاب شرح الكنوز پيرجمال اردستانى است طبق آنچه پيرجمال گفته است : وى از كودكى همواره در جستجوى حقيقت بوده و تا چهل سالگى بدون مرشد و در عزلت و در آشفتگى به سر مىبرده است ، سرانجام در اين سن به غارى رفته و در شب ، حبيب خدا ( ص ) به خوابش آمده و به او فرموده كه از خلوت و عزلت بيرون برود و به جستجوى يار و همراهى بپردازد . شيخ كامو اطاعت كرده و بيرون مىرود ، ولى چون راه را نمىشناخته و نمىدانسته بايد از كدام سو برود خضر كه راهنماى گمشدگان است به يارى او مىآيد و او را به جانب خوارزم راهنمايى مىكند . و در آنجا يكى از اقطاب آن سامان ، وى را به شهر سهرورد راهنمايى مىكند و اين جستجوى سلطان كامو آنقدر ادامه پيدا مىكند تا سرانجام پس از سالها آشفتگى به ملاقات شيخ شهاب الدين عمر سهروردى مىرسد و در نزد او به خدمت و تلمذ مىپردازد . ( البته بايد گفت به گفتهء عماد فقيه كرمانى ملاقات شيخ كامو و سهروردى در بغداد رخ داده است . « 3 » ) بعد از مدتى به همراه شيخ شهاب الدين به سفر حج مىرود و در عرفات به طواف شيخ شهاب الدين مىپردازد . بعد از اين اتفاق شيخ شهاب الدين به شيخ كامو اجازهء ارشاد داده و به وى امر مىكند تا به سير در آفاق و انفس برود و به كسب علوم
--> ( 1 ) . تاريخ ادبيات در ايران ، جلد 2 ، ص 202 . ( 2 ) . وى را با عنوان كاموسى نيز ذكر كردهاند ، ولى در همهء نسخههاى كهن آثار پيرجمال هرجا از او نام برده شده ، وى را عبد السلام كامويى ذكر كردهاند . ( 3 ) . طريقتنامه ، پنج گنج ، ص 357 .