پير جمال الدين محمد اردستانى
32
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )
به نور زين عباد و به باقر آنكه يقين * به حلم و علم لدنى چو او نرست و نخاست به مهر جود صادق كه داد تقوى داد * كه ريخت در حقايق چو موج بحرش خاست به جود و شرم و حيا و تلطف كاظم * كه هيچ ميل نكرد او به جانبى كه هواست به حق آن شه عالم كه در خراسان او * عدوى خويش به قدر و ز لطف خود آراست به جان پاك تقى و به نور پاك نقى * كه شير و شربت ايشان ز عالم تقواست به آفتاب جمال حسن كه عسگرى است * به رهنمايى مهدى كه شاه هر دو سراست . . . « 1 » و در مورد اعتقادش به عصمت چهارده معصوم در هداية المعرفة مىگويد : . . . [ در ] كيفيت آنكه عصمت و نور نبوت در فاطمهء زهرا ( س ) نهان شد . . . چشم بگشا روى عصمتها ببين * ليك منما هيچ در نور جبين اى اخى آن دم كه نور مصطفى * حق مر او را داد تشريف و بها منتقل مىگشت آن نور لقا * در جبين و ابروى اهل وفا . . . شد قرين عصمت آن نور لقا * در نهاد خواجى ارض و سما بهر حفظ و عصمت نور بلند * باز يزدان قرعه بر زهرا فكند بعد از آن زهراى نورين ستيز * گشت همراز دلوجان امير آن يكى شد باز در جان حسن * وان دگر شد در حسين بو الحزن . . . « 2 » و وصف اين سير نورانى را در ميان همهء امامان ادامه مىدهد تا به حضرت مهدى ( عج ) مىرسد و مىگويد : آن نصيب مهدى آخر زمانست * آن و اين و اين و آن درهم نهانست « 3 » و منظور وى از آن نور ولايت و از اين ، نور عصمت است .
--> ( 1 ) . ديوان اشعار پيرجمال ، ص 51 . ( 2 ) . هداية المعرفة ، كليات ، ( نسخهء خطى كتابخانه ملى پاريس ) برگهاى 356 - 357 . ( 3 ) . شرح الكنوز ، كليات ( نسخهء خطّى كتابخانهء ملّى پاريس ) برگهاى 356 - 357 .