پير جمال الدين محمد اردستانى

29

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )

بىتميز بودند » « 1 » و گفتهء صاحب لطائف الطوايف كه آورده « وى شيخى معظم بود و معتقد فيه اكثر خواص و عوام » « 2 » مىتوان فهميد كه پيرجمال در آن دوره از زندگى به مقامات بالاى عرفانى در طريقت رسيده بوده تا جايى كه مريدان زيادى كه لباس همسان و مرتبى از پشم شتر داشته‌اند او را همراهى مىكرده‌اند و بىسبب نيست كه بعدها طريقه‌اى را كه از پيرمرتضى به او رسيده تحت عنوان نام وى ، يعنى طريقهء پيرجماليه ، مىشناسند . امّا نكتهء ديگرى كه از اين واقعه مىتوان فهميد تقابل طريقهء نقشبنديه با طريقهء پيرجماليه است درحالىكه هر دو طريقه از طريقت سهرورديه منشعب شده‌اند ، و برخورد بد جامى با پيرجمال كه ناشى از تعصب و عقايد تسننى وى بوده خود نشان‌دهندهء گرفتاريهاى پيرجمال با بزرگان طرايق ديگر ، علاوه بر طرد و رد عقايدش توسط علما و فقهاى متعصب عصر خود است . البته پادرميانى جامى براى نجات پيرجمال در نوع خود قابل توجه است و نشان مىدهد كه مشايخ در آن زمان علاوه بر رد عقايد يكديگر براى حفظ اصول تصوف و مقابله با فقهاى متعصب به يكديگر يارى مىرسانده‌اند . نكتهء جالب ديگر كه از مقامات جامى مىتوان فهميد اين است كه جمالى در طى مسافرتهايى كه تا آخر عمر داشته در خانقاه متحركش به تأليف آثار خود مىپرداخته و هم‌زمان گروهى از دبيران ، آنها را با زيبايى و مهارت كتابت و گروهى ديگر آنها را به زيبايى هرچه تمام‌تر مذهب و مزين كرده و به اطراف و اكناف براى بزرگان و پادشاهان مىفرستاده‌اند . چنان كه در مقامات جامى آمده : بعضى از جهلهء آن ولايت كه به صنعت كتابت و تهذيب و جدول و تجليد امتيازى داشتند رسائل مهمل او را به تكلف هرچه تمام‌تر به درجهء تكميل رسانيده ، و در صورت تحف و هدايا به هر شهر و ولايت مىفرستادند از آن جمله نسخه‌اى به رسم پيشكش به مجلس

--> ( 1 ) . مقامات جامى ، ص 180 . ( 2 ) . لطائف الطوايف ، ص 232 .