عبد الرحمن جامى

89

مرقع نى نامه جامى ( فارسى )

نى كيست ؟ همدمى شده از خويشتن تهى * چون سالكان ز سير مقاماتش آگهى « 1 » آزرده‌اى كه نالهء جانسوز مىكند * هرجا ز پاى تا سرش انگشت مىنهى سوراخها به سينهء نى بهر آن كنند * تا دَم‌بِه‌دَم ز نالهء خود دل كند تهى خُفته ز بانگ مىجَهَد از جا ، تو مُرده‌اى * گر در سَماعِ بانگِ نى از جا نمىجَهى دَمسازِ نى شدم كه بنالم ، چو شد بلند * زاهنگِ ناله‌ام دَمِ نى كرد كوتَهى خود رسته نِى ، كه رَست ز خود ، زان همىزَنَد * اين راه بيخودى كه تو يكدم ز خود رَهى جامى ز نالهء دل افگار خود مگر * آگه نِه‌اى كه نالهء نى شرح مىدهى ؟ تمّت على يد العبد المذنب مير علىّ الكاتب فى شهور سنة اربعين و تسعمائة تمّ

--> ( 1 ) جامى را عادت بر اين بوده است كه به شكرانهء به پايان رساندن سخن يا به قصد برآوردن ماده تاريخ انجام كار به روش تصريح يا ابجد در پايان برخى از آثار خود اشعارى بسرايد . اين غزل در نسخه‌هاى خطّى و چاپى ديوان تحفة الشباب جامى آمده است ( ديوان ، نشر ميراث مكتوب ، تهران ، 1378 ، ج 2 ، ص 808 - 807 ) و اگر در اصل هم به مناسبت به پايان رسانيدن نىنامه سروده شده باشد وجود آن در تحفة الشباب قرينه‌اى بر تاريخ سرودن نىنامه نيست ، زيرا جامى طى تجديدنظرها و بازنگريهاى گوناگون ادوارى از همهء اشعار عمرانهء خود در تحفة الشباب گنجانيده است . اين غزل در بيشتر نسخه‌هاى خطّى نىنامه نيامده است .