عبد الرحمن جامى

27

مرقع نى نامه جامى ( فارسى )

عشر زرّين بدزدد از مصحف * تا كند زيب چنگ و زيور دف سلسلة الذهب جامى ، هفت اورنگ ، ص 29 نغمه‌آرا شدند در بستان * عندليبان گلشن قرآن گل اعشار چون گل‌افشان شد * مجلس اهل دل گلستان شد روزبهان خنجى : مهمان‌نامهء بخارا ( تهران ، 1355 ) ، ص 340 تشعير كه امروز به جاى تعشير به كار مىرود از اصطلاحات گوهرشناسان و پيشه‌كاران بوده كه بر رگهء كدر و ابرسانى كه درون بعضى از انواع لعل و زمرّد پديدار مىگردد ، و از عيبهاى جواهر است ، اطلاق مىشده ( احمد بن يوسف التّيفاشى : ازهار الافكار فى جواهر الاحجار ، قاهره ، 1977 ، ص 26 ، 83 ، 253 ) و با معنى حقيقى و قاموسى آن متناسب است . تشعير در متنهاى قديم گوهرشناسى « عروق » و « غمامه » خوانده شده است ( بيرونى : الجماهر فى معرفة الجواهر ، تهران ، 1374 ، ص 264 ؛ كاشانى : عرائس الجواهر ، تهران ، 1345 ، ص 55 ) و نزد گوهريان كنونى دود و مو ( انگليسى : egaraelc ) يا به اصطلاحاتى از همين قبيل و رديف ناميده مىشود .