شاه محمود داعى شيرازى

60

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )

هروى محسوب مىگردد 60 . شبسترى خود در مثنوى گلشن راز بر بزرگى و علو درجات عرفانى امير حسينى هروى چنين تاكيد دارد : بزرگى كاندر آنجا هست مشهور * به اقسام هنر چون چشمه‌ى نور همه اهل خراسان از كه و مه * در اين عصر از همه گفتند او به خواند مير مىنويسد كه : « ميرحسينى در روز شانزدهم از ماه شوال سال 718 هجرى قمرى روى در نقاب خاك كشيده است و در هرات به خاك سپرده شده است » 61 . اگر اين تاريخ را درست بدانيم ، مىبينيم كه مرگ ميرحسينى درست يك سال پس از رسيدن سؤالاتش به دست شبسترى اتفاق افتاده است . چرا كه شبسترى در سال سرايش منظومه گلشن راز سروده است : گذشته هفت و ده از هفتصد سال * ز هجرت ؛ ناگهان در ماه شوال ، رسولى با هزاران لطف و احسان * رسيد از خدمت اهل خراسان نزهة الارواح ميرحسينى هروى در قرن دهم هجرى توسط شيخ عبد الواحد ابراهيم حسينى بلگرامى شرح شده است . اين امر مىتواند از مقبوليت و شهرت آثار ميرحسينى هروى در قرون بعد حكايت داشته باشد 62 . نزهة الارواح همچون اكثر كتب عالم اسلامى با حمد الهى آغاز مىشود . اين كتاب كه تركيبى است از نظم و نثر چه به لحاظ فرم و چه به لحاظ محتوا داراى جذابيتهاى فراوانى است . فصل اول در ابتداى سلوك نام دارد . تأثير خواجه عبد الله انصارى و سعدى در اين اثر سخت آشكار است . نمونه را بخشى از اين فصل نقل مىشود : « در فصل بهار ، و اوان شكفتن ازهار ، هيچ نفسى خوش‌تر و هيچ ناله دلاويزتر از آه مرغان سحرگاه نيست . و آن چندين هزار مرغ كه در پيش و پس‌اند ، به حكم آن آيت : وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ يك نفس‌اند .