شاه محمود داعى شيرازى

56

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )

الانس فصلى را به ياد كرد از اين عارف بزرگ اختصاص داده است . جامى مىنويسد : « در بعض كتب چنين نوشته يافتم كه وى مريد شيخ ركن الدين ابو الفتح است و وى مريد پدر خود شيخ صدر الدين و وى مريد پدر خود شيخ بهاء الدين زكرياى مولتانى . . . با جماعتى جولقيان همراه به مولتان رفت . شيخ ركن الدين آن جماعت را ضيافت كرد . چون شب شد حضرت رسالت را به خواب ديد كه گفت : « فرزند مرا از ميان اين جماعت بيرون آور و به كار مشغول كن » . روز ديگر شيخ ركن الدين با ايشان گفت : در ميان شما سيد كيست ؟ اشارت به امير حسينى كردند . وى را از ميان ايشان بيرون آورد و تربيت كرد تا به مقامات عاليه رسيد . پس اجازت مراجعت به خراسان داد . به هرات آمد . همه اهل هرات مريد و معتقد وى بودند . . . قبر وى در هرات است 54 » . ابو المغانم شيخ صدر الدين عارف مولتانى پسر شيخ بهاء الدين زكريا مولتانى استاد امير حسينى هروى از عرفا و زهاد بنام عصر خود بود . او را از آن جهت عارف لقب دادند كه در هربار به پايان بردن مطالعه‌ى قرآن نكات تازه‌اى بر او مكشوف مىشده است . او تحصيلات خود را نزد پدر به پايان برده بود و سر حلقه‌ى اولياى هم‌عصر خويش محسوب مىشد . او عارفى بود مستغنى و در زهد و پارسايى شهره‌ى آفاق . شيخ صدر الدين عارف تمامى عمر خويش را در زادگاهش مولتان بسر برد ، درحالىكه در همان زمان‌ها فرمانروايان و حكّام بسيارى او را دعوت به اقامت در سرزمين‌هاى تحت سلطه‌ى خويش مىكردند . سلطان فيروز محمد شاه حاكم قدرتمند آن روزگار به شيخ صدر الدين عارف لقب شيخ الاسلام داده بود . ظاهرا شيخ صدر الدين عارف از نخستين كسانى بود كه آراى