شاه محمود داعى شيرازى
24
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )
مشائيان را ارسطو برمىافرازد . علم منطق كه او واضع آن است ، انصاف را كه نيكو پرداخته است و هنرپردازى كرده است . در علم الهى است كه او « كژ باخت » و از « ضلال خيال » در « غلط افتاد » . شبسترى ميان ايمان و يونان تقابل مىبيند . راه ايمان غير از راه يونان است : به قياسات عقل يونانى * نرسد كس به ذوق ايمانى عقل ، خود كيست تا به منطق و راى * ره برد تا جناب پاك خداى گر به منطق كسى ولى بودى * شيخ سنت ابو على بودى ورچه او را دو صد شفا باشد * چون حبيب اعجمى كجا باشد ؟ ابلهى با صفا و قلب سليم * بهتر از زيركى و رأى سقيم انديشمندان بزرگ گاهى خطاهاى بزرگ نيز دارند . شايد به عبارت ديگر بهتر آن است تا بگوييم اشتباه بزرگان به دليل همين بزرگيشان بيشتر به چشم مىآيد تا اشتباه افراد معمولى كه محدود و منحصر به محدودهاى خاص است . يكى از اقوال سخيف و خطاهاى فاحش شبسترى تعرض او نسبت به بزرگانى همچون ابو على سينا و ناصر خسرو قباديانى است . كسى مثل شبسترى كه بت و بت پرستيدن را تأويل مىكند و مىگويد : مسلمان گر بدانستى كه بت چيست * يقين كردى كه دين در بتپرستيست معلوم نيست كه چرا وقتى نوبت قضاوت دربارهى ناصر خسرو قباديانى و آثار او مىرسد چنين متعصبانه تيغ طعن بر او مىكشد و بزرگى همچون او را به كفر و الحاد متهم مىدارد ؟ به ويژه تشيع ، گويى از ديد شبسترى جرمى است نابخشودنى كه ناصر خسرو علاوه بر فيلسوف بودن بدان نيز متهم است . علاوه بر اين او به ناصر خسرو تهمتهايى مىزند كه آدمى آنها را حتى بر كافر و ملحدى روا نمىدارد تا چه رسد به بزرگى همچون ناصر خسرو علوى كه تمامى آثارش مشحون از انديشههاى ايمانى است : هست از اين قوم ناصر خسرو * كه كند كهنه بدعتى را نو فلسفى اصل و رافضى طين است * زين دو بگذر كه دشمن دين است