شاه محمود داعى شيرازى

122

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )

معانى تواند بود ، معرفت تامّه‌ى اسمائيه است « 1 » ، كه لازم نشئه‌ى جامعه‌ى « 2 » انسان كامل است . چو ما از حرف خود در تنگناييم * چرا چيزى دگر بر وى فزاييم ؟ تعيّن انسانى را به اعتبار حمل سرّ نطقى و استعداد معنى اسمايى ، حرف « 3 » خواند ، كه چنانچه حرف « 4 » از وجهى دليل معنى كلمه است ، تعيّن انسان نيز دليل معرفت جميع حقايق است ؛ و چنانچه او از وجهى ديگر پرده‌ى معنى است ، تعيّن انسان حجاب ادراك مقصود است ، و همه‌ى سالكان از حجاب تعيّن در مضيق‌اند . « 5 » نه فخر است اين سخن ، كز باب شكر است * به نزد اهل دل ، تمهيد عذر است سخن از سعت حال و ضيق تعين مىفرمايد كه نه بر سبيل فخر است ، بلكه از قبيل شكر است ، بر نعمت حال . و تمهيد معذرتى است نزد ارباب دل كه اصحاب واردات و احوال‌اند ، كه با وجود حال غالب كه اقتضاى محو تعيّن مىكند ، و چون تعيّن محو نمىشود و مزاحم است ، صاحب حال در مضيق است . نه جاى آن است كه بر تعيّن ، تعلّقى ديگر زيادت كنند تا مضيق بيشتر شود ، نه آنكه نفى شعر و شاعرى است ، از انفه و انانيت . چنانچه فرمود ( بيت ) : مرا از شاعرى خود عار نايد * كه در صد قرن چون عطار نايد اگرچه زين نمط صد عالم اسرار * بود يك شمه از دكان عطار شيخ فريد الدين عطار ( قدس سره ) مستحقّ اين محمدت هست ، و بيش از اين ؛ چه از بسيارى از اكابر اوليا منقول است « 6 » كه نسبت تربيت خويش به روحانيت آن حضرت كرده‌اند . و شيخ زين الدين على خليفه كه از ارباب حال و مكاشفه بود ، در شأن جنابش فرمود كه : « شيخ عطار نه در عصر او مثل او بود و نه پيش از او و نه بعد از او چون او پيدا شود » .

--> ( 1 ) . دا : تامه است . ( 2 ) . پا : جامعيّه . ( 3 ) . پا : حروف . ( 4 ) . پا : حروف . ( 5 ) . دا : مضيق‌اند . بيت . ( 6 ) . پا : همچنين منقول است .