حسين بن حسن خوارزمي

56

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى )

لقد كنت قدما قبل أن يكشف الغطاء * إخالك أنّى ذاكر لك شاكر فلمّا أضاء اللّيل أصبحت شاهدا * بأنّك مذكور و ذكر و ذاكر اى دهنده عقلها فرياد رس * تا نخواهى تو نخواهد هيچ‌كس هم ثنا از تست هم آن نيكوئى * ما كييم اوّل توئى آخر توئى هم تو برگو ، هم تو بشنو ، هم تو باش * ما همه لاشيم با چندين تراش ما عدمهاييم و هستيهاى ما * تو وجود مطلقى فانىنما ما كه باشيم اى تو ما را جان جان * تا كه ما باشيم با تو در ميان و بىهيچ شبهه و ريب ، بعد از حمد حضرت عالم الشّهادة ، و الغيب ، مر ذات خود را بذات خويش ، آن حضرت را هيچ حمدى سزاوارتر از حمد انسان كامل مكمّل كه متمكّن مقام خلافت عظمى باشد نيست ؛ چه اين حمد همان ثناى حق است مر ذات خود را از آن وجه كه انسان كامل آينه‌ى جمال‌نماى آن حضرت است . آرى :

--> - و بيت پنجم صحيح آن همانست كه اختيار كرده‌ايم : اى دهنده عقلها فرياد رس * تا نخواهى تو نخواهد هيچ‌كس . مصراع دوم آن اشاره به اين كريمه است : وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ ( قرآن كريم - سوره انسان - آيه 31 ) . و شعر بعد آن در مثنوى بدين صورت است : هم طلب از تست و هم آن نيكويى * ما كييم اول تويى آخر تويى و بيت بعد آن بدين صورت است : هم تو گوى و هم تو بشنو هم تو باش * ما همه لاشيم با چندين تراش و « لاشيم » مخفّف « لاشىايم » است . و « اش » ضمير است . يعنى ما همه لا شيءايم بلكه از لاشىء هم چندين بار ، لاشىءتريم . ( دفتر ششم مثنوى معنوى - چاپ علاء الدوله - ص 586 - س 15 و 16 ) ؛ و همچنين مثنوى چاپ عكسى از روى نسخه خطى قونيه ، جز اينكه مصراع اول اين بيت بدين صورت است : « هم بگو تو هم تو بشنو هم تو باش . . . » ( ص 533 - س 2 ) . و دو بيت اخير از اوايل مجلّد اول مثنوى است ( چاپ علاء الدوله - ص 16 - س 16 ؛ و چاپ عكسى ياد شده - ص 17 - س 9 ) و در هر دو نسخه ، بيت آخر مقدّم بر بيت پيش از آن است : « ما كه باشيم . . . ما عدمهاييم و . . . » .