حسين بن حسن خوارزمي

40

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى )

فصل چهارم در كشف سرّ به دو و ايجاد ، و بيان طريق مبدأ و معاد . بدانك حقّ سبحانه و تعالى به علم ذاتى خود در غيب كه مبرّاست از وصمت مشكوك و ريب ، و مستفاد از ما سوى نيست و مستند بر ما عدانى ، هر چيزى را چنان كه در عالم شهود موجود خواهد بود بدانست ، و اين صور عين علم الهىاند كه « اعيان ثابته » عبارتست از آن « 1 » و بر مقتضاى طلب اسما از روى « ربوبيّت » اظهار مظاهر خويش را تا سلطنت هريك ظاهر گردد ، هر چيز را بر وفق علم خود

--> ( 1 ) - اين كلام كامل در بيان اعيان ثابته عين صوابست كه اعيان ثابته عين صور علم الهىاند كه به وجود احدى عين ذاتند نه اينكه ذات محل ارتسام صور منفصله باشد تا تالى فاسد چندى بر آن متفرع گردد ، و با ذات بسيطة الحقيقة تنافى داشته باشد و شيئيتى براى ماهيات ثابت گردد ، و اسناد ثبوت بدانها در مقابل وجود داده شود . عجب از صاحب منظومه كه گويد : الشيخ العربى و اتباعه جعلوا الاعيان الثابتة اللازمة لاسمائه تعالى في مقام الواحدية علمه تعالى . و هذا مزيف من حيث اثباتهم شيئية للماهيات و اسنادهم الثبوت اليها في مقابل الوجود ( ص 160 ط 1 ) . اصطلاح اهل عرفان بر اين است كه صور علميه را در مقابل صور خارجية ، اعيان ثابت گويند تا مسائل شامخ عرفانى به وفق موضوعات علم و خارج متميز باشند . آنان كه گويند اعيان ثابته يعنى صور علميه كه عين ذاتند به وجود احدى . و چون گويند اعيان موجوده يعنى آن صور علميه كه مظاهر آنان در خارج ذات موجود شده‌اند البته خارج ذات تعبيرى به توسّع در عبارت و يك نحو تنظير با صور علميه ما و معلومات خارجى فعلى ما است نه انفعالى . خلاصه معنى اين ثبوت واسطه بين وجود و عدم نيست . ثبوت صورت علمى به وجود احدى ، در مقابل معلوم موجود خارجى است تفصيل بيش از اين را در تعليقات بر كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد آورده‌ام . ناگفته نماند كه صاحب منظومه متأله سبزوارى در اسناد مذكور ناظر به عبارت صدر المتألهين در فصل چهارم موقف سوم الهيات اسفار است ، و لكن تعبير صاحب اسفار به لفظ « قيل » است بدين صورت : « و ربما قيل في وجه الضبط : إن من اثبت علمه تعالى بالموجودات فهو اما أن يقول بثبوت المعدومات - سواء نسبها الى الخارج كالمعتزلة ، أو الى الذهن كبعض مشايخ الصوفية مثل الشيخ العارف المحقق محيى الدين العربى . . . » ( اسفار - ط 1 چاپ سنگى رحلى - ص 37 - س 20 ) فتدبّر .