حسين بن حسن خوارزمي
30
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى )
تجليّات ذات حقّ سبحانه و تعالى بر مقتضاى مراتب او كه همه را جامع مرتبه « الوهيّت » است كه در لسان شرع معبّرست به « عما » و اوّل كثرت واقعه در وجود ، و « برزخ » در ميان حضرت احديّت ذاتيّه و در ميان مظاهر خلقيّه اوست ، از آنكه ذات حقّ تعالى اقتضا كرد به ذات خود به حسب مراتب « الوهيّت و ربوبيّت » خويش صفات متعدّدهء متقابله را چون « 1 » « لطف » و « قهر » و « رحمت » و « غضب » و « سخط » « 2 » و « رضا » و غير اين و جميع اين نعوت متقابله را جمالى و جلالى جامع است از آنكه هرچه تعلق الخ به لطف و رحمت دارد « جمالى » است ؛ و آنچه تعلق به قهر و نقمت دارد « جلالى » است . و هر جمالى را جلالى و هر جلالى را جمالى است چنان كه امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه مىفرمايد : « سبحان من اتّسعت رحمته لأوليائه فى شدّة نقمته و اشتدّت نقمته لأعدائه فى سعة رحمته » بيت « 3 » : پاره كرده وسوسه باشى دلا * گر بلا را باز دانى از ولا گر مرادت را مذاق شكرست * نامرادى نى مراد دلبرست
--> - بر عدم و معدوم ذهنى عارض مىشود . ( 1 ) - از كلام هدايت انجام اهل كشف و تحقيق مستفاد است كه نهايت كمال هر صفتى به آن تواند بود كه از عروض مخالف زوال نيابد و فتور نپذيرد بلكه با مقابل خود در سلك التيام انتظام يافته از آن جمعيت قوّت گيرد لهذا در آيات قرآنى و روايات سفراى روحانى در عقود فرائد اسماء و صفات الهى ، معانى متقابله بسيار واقع شده است مثل هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن ، و مثل لطيف و قهار ، و نافع و ضار ، و قابض و باسط ، و خافض و رافع ، و هادى و مضل ، و معزّ و مذل . ( 2 ) - عبارت را تصحيح قياسى كردهايم . اصل آن بدين صورت بوده است : « جميع اين نعوت متقابله از جمالى و جلالى را جامع است كه هرچه تعلق . . . » كه از تصرّف نسّاخ تحريف شده است . عبارت كتاب ترجمه فصل دوم شرح قيصرى بر فصوص الحكم است ، و عبارت قيصرى اين است كه تمام است : « لأن ذاته تعالى اقتضت بحسب المراتب الألوهية و الربوبية صفات متعدّدة متقابلة كاللطف و القهر و الرحمة و الغضب و الرضا و السخط و تجمعها النعوت الجمالية و الجلالية ، اذ كل ما يتعلق . . . » ( ص 13 - چاپ اول سنگى ) . ( 3 ) - اشعار از مثنوى ملّاى رومى است .