صائن الدين على بن تركه
47
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
قوم إذا الشّرّ أبدى « 1 » ناجذيه لهم * طاروا إليه زرافات « 2 » و وحدانا مع ذلك ، همگى اعتضاد و مايهء استظهار ، آيت نصرت رايت « وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ » است . فرستادن عقل ، قوّت نظرى را به صوب سلطان عشق جواب پيغام الهام بدين عبارات فريب انجام داده قوّت نظرى را كه با وجود وفور كاردانى و كمال كياست ، در فنون علوم آيتى بود و در قسم جدل و مناظره غايتى ، با او روانه كردند . چون بريد الهام به ركاب همايون ملحق گشته مصدوقهء « ما عَلَى الرَّسُولِ [ 456 ب ] إِلَّا الْبَلاغُ » عرضه داشت « 3 » ، از حال همراهش تفحّص فرمودند . گفت : يكى از فحول فضلاى مملكت است كه بىدستيارى خدمتش هيچ حكمى از احكام متمشّى نشود و شيخ هيچ قضيّه بىاستصواب راى او نگزارد ؛ از تفاصيل اوضاع و جزئيّات آن مملكت عظيم صاحب وقوف باشد . فى الحال او را به بساط انبساط بار داده استفسار احوال او و اوضاع مملكت فرمودند كردند . گفت : من از غلامان درم خريدهء شيخم و از خادمان دستپروريدهء « 4 » او . از عهد طفوليّت و سنّ تمييز باز « 5 » ، مرا به انواع اصطناع مخصوص گردانيده اوّلا آلات استحصال علوم آنچه در آن مملكت بود مطلقا از كتب و طلبه و غيره « 6 » همه را به من تفويض كرد و وزرا و امرا را به تربيت و محافظت من مشغول گردانيد ، تا من ملكهء ترقّى به مدارج استحصال « 7 » نظرى حاصل كردم . بعد از آن ، مرا در مجلس خاصّ طلبيد و در افكار خاصّه دخل داد . و هر چند وزرا درين وقت ، به تخصيص وهم ، تغلّبها نمودند و مغلطهها دادند ، شيخ مرا تقويت فرمودند « 8 » و بر ايشان غلبه كردم تا به ميامن تربيت او ، مخدّراتى كه در من بالقوّه تفرّس نموده بودند ، بالفعل بر منصّهء صدور آمد و استحقاق استفادهء حقايق در مجالس خاصّ [ 457 الف ] حاصل گشت .
--> ( 1 ) . در اصل : أيدى ( 2 ) . در اصل : زرافات ( 3 ) . C , D , F و G : + كرد ( 4 ) . I و J : دستپروردهء ( 5 ) . D و I ندارد . ( 6 ) . I : غيرهم ( 7 ) . B در حاشيه : ظ علوم ( 8 ) . B و I : داد