صائن الدين على بن تركه
45
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
شرايع و حكم بدان ناطق گشته - منحرف بود تتبّع آن كردن نه از امارات هدايت و دلايل رشد خواهد بود « 1 » . پاى درين بحر نهادن كه چه * بار درين موج گشادن كه چه « 2 » * * هو الحبّ فاسلم بالحشا ما الهوى سهل * فما اختاره مضنى به و له عقل و امّا قضيّهء اكتساب حقايق الهى و قصد عروج به مراقى كمال آن برعكس آن است كه شما تصوّر كردهايد ، چه اين امرى است كه طريق آن منحصر در التزام قواعد تجريد و تفريد و سلوك جادّهء انقطاع و تبتّل است ؛ و بونى بعيد است ميانهء « 3 » اين راه و ميان طريق سلوك شما . اين شيوهاى « 4 » از خصوصيّات نشأت « 5 » تقديس نشان درويشان است و اين ميوه از شجرهء با ثمرهء تسبيح اغصان ايشان توان چيد « 6 » . أيّها المنكح الثّريّا سهيلا * عمّرك اللّه كيف يلتقيان هى شاميّة إذا ما استقلّت * و سهيل إذا استقلّ يماني « 7 » الهام گفت : عجب ! كه از تير تعيير « إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ » نمىانديشى و هنوز بر بام تعيّن و هستى خويش ، كوس « نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ » مىزنى « 8 » . تا تو از هستى خود خود را نگردانى جدا * هودج جان چون نهى در بارگاه كبريا اگر به شرف بساطبوس آن حضرت برسى « 9 » ، بدانى كه اين تجريد [ 455 ب ] عين تعلّق و اين تقديس محض تحديد است « 10 » . به وقت صبح شود همچو روز معلومت * كه با كه باختهاى عشق در شب ديجور « 11 » * *
--> ( 1 ) . B , F , G و J : + بيت ؛ D : + ش ( 2 ) . F و J : + بيت ؛ G : + شعر ( 3 ) . B و I : ميان ( 4 ) . B و C : شيوه ( 5 ) . B در متن : شيوه ، در حاشيه : نح نشأة ( 6 ) . D : + ش ؛ G و J : + شعر ( 7 ) . در اصل : يمان ( 8 ) . D : + ش ؛ F , G و J : + بيت ( 9 ) . B : رسى ( 10 ) . D : + ش ؛ F , G و J : + بيت . ( 11 ) . D و F : + ش