صائن الدين على بن تركه
31
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
رودى رود و آوازهء سرودى ، منزل ما . قوم ما از نجار « 1 » صوت باشند . ما دوازده برادريم از يك مادر و پدر ؛ همه به هم مانيم الّا هر يك زبانى دانيم و جمله در يك خانه به سر بريم الّا هر يك راهى سپريم . هر چند خراباتى « 2 » ناميم الّا « 2 » مناجاتى سر انجاميم . اگر ساز مجلس لهو ما سازيم با ذاكران حلقهء جدّ هماوازيم . و اگر چه در دير رهبان به ناقوس قسّيس برآييم ، در مساجد اسلام بر منابر اعلان هم ماييم « 3 » . گاه ، ميدان لطف را فارس * گاه ، چوگان قهر را گوييم و ايشان اگر چه طايفهاى بىحدّ و عدّند ، و ليكن بيست و هشت سر دارند همه اهل علم . بيشتر را كتب اربعه بر ذكر باشد اما همه حافظ قرآن باشند ، چه پيرانش زمان انبياى سالف و حكماى يونان دريافته « 4 » و استفادهء حقايق الهى [ 445 ب ] و معارف حكمى نموده و جوانانش در زمان حضرت رسالت پناه « 5 » محمّد عربى - عليه « 6 » من الصّلوات أفضلها و من التّحيات أكملها « 6 » - در ميان آمدند « 7 » و نشو تربيت حقايق آثار اويند . در جميع مدارس و جوامع و محافل و مجامع ، ايشان متكلّم باشند و ساير علوم به درس گويند و قصص و حكايات عرفى نيز نيكو دانند « 8 » . گويد به هر زبان و به هر گوش بشنود * وين طرفه تركه گوش و زبانش پديد نيست بوقلمونوقتند ؛ گاهى به صورت قوم ما باشند و گاهى طيلسان الوان و اكوان بر سر كشند و بر صحايف قراطيس ، علوم بىحدّ درج كنند ، گاهى ملابس حجب صورى از سر بركشند و در مراتب معنوى عدد و حساب در آيند و حقايق بىحساب از غرايب معارف و جلايل دقايق درصدد تبيين آرند « 9 » . فروغ پرتو معنى ز زير لفظ متين « 10 » * بسان نور تجلّى بود ز جانب طور
--> ( 1 ) . A در حاشيه : نح نژاد ؛ B , C , E , F , G و I : نژاد ( 2 - 2 ) . I : خراباتيانيم امّا ( 3 ) . D و I : + شعر ؛ F و J : + بيت ؛ G : + فرد ( 4 ) . B , E , F , G و I : دريافتهاند ( 5 ) . در اصل : رسالت ، مطابق B , D , F و J تصحيح شد . ( 6 - 6 ) . I : عليه الصّلاة و السّلام ( 7 ) . B , F , و I : در وجود آمده ( 8 ) . F و J : + بيت ؛ G : + فرد ؛ I : + شعر ( 9 ) . D و I : + شعر ؛ G : + فرد ؛ F و J : + بيت ( 10 ) . J : مبين