صائن الدين على بن تركه

127

عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )

گردن واقع شده و گردن در قسمت بالاى قفسهء سينه ( بر آنجا ) قرار دارد كه به منزلهء پايه و اساس سر منظور شده است . ص 49 ، س 1 : سه طاق عظيم . . . : بيان رمزى سه تجويف اول ، ميانى و آخر دماغ است كه محل حواس باطنى هستند . سهروردى هم از كوشك سه طبقه سخن گفته است . در تفصيل اين مطلب و كشف رموز آن نگاه كنيد به : مجموعهء مصنفات ، ج 3 ، ص 276 - 281 و رمز و داستانهاى رمزى ، ص 332 - 333 . ص 49 ، س 6 : اجناد آن مملكت از سه جنس‌اند . . . : « آن مملكت » اشاره به مملكت وجود انسان است نه « شهرستان مغز » و « سه طاق عظيم » كه در عبارات پيشين بدانها پرداخت و بعد از اين هم خواهد پرداخت ؛ در اينجا نظم و ترتيب مطالب محل اشكال است . بنا بر طب قديم ، قواى اصلى بدن سه دسته‌اند : 1 - قوهء نفسانى كه با نيروى عصبى قابل انطباق است و در مغز جاى دارد و منشأ حس و حركت به شمار مىرود . 2 - قوهء طبيعى كه منطبق با نيروى جسمى ( در برابر روان ) است و دو نوع مىباشد : نوع اول مسئول غذا رسانى و رشد و نمو بدن زنده است و كبد جايگاه آن است ؛ نوع دوم مايهء تداوم نسل و زاد و ولد است و در بيضه‌ها جاى دارد . 3 - قوهء حيوانى كه كار اصلى آن نگهدارى و ابقاى حيات است و روح را وامىدارد كه حس و حركتى را كه زادهء مغز است بپذيرد و وسيلهء زندگى را به مغز بدهد . مركز نيروى حياتى يا قوهء حيوانى قلب است . اين تقسيم‌بندى قوا و مراكز آنها بنا بر نظر پزشكان بود ؛ لكن ارسطو عقيده داشت كه منشأ قواى سه‌گانه ، جايى جز قلب نيست . ابن سينا نظر ارسطو را پذيرفته در عين حال طبيب را ملزم مىدانست كه به ارتباط اين قوا با آن اندامها توجه داشته باشد ( نگاه كنيد به : قانون در طب ، ج 1 ، ص 152 - 154 ) . صاين الدين متأثر از ارسطو و ابن سينا مىگويد : آن دو طايفه ( نفسانيات و طبيعيات ) نشو تربيت اين خاندان ( حيوانيات ) اند و بىمهر انفاذ ايشان ، پروانهء امر و نهى هيچيك به امتثال مقرون نگردد . . . » اما اينكه نفسانيات را با مغرب مربوط مىداند ، طبيعيات را با مشرق ، و حيوانيات را در ميانهء اين دو ، چنين استنباط مىشود كه باز متأثر از رمزگرايى ابن سيناست . ابن سينا مشرق را جايگاه صورت مىداند ، مغرب را محل هيولى و ميانهء مشرق و مغرب را جاى اجسام كه تركيبى از صورت و هيولى است ( نگاه كنيد به : رمز و داستانهاى رمزى ، ص 302 ) .