صائن الدين على بن تركه

111

عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )

النور » ، صص 103 - 104 ) . ص 28 ، س 21 : عشق چو اين . . . : شعر از مخزن الاسرار نظامى ، ص 60 است . ص 29 ، س 8 : در وسط معمورهء عالم . . . : بيان كاملا رمزى است از عالم وجود ، و « شهرستان » رمز وجود انسان است . سهروردى نيز تعبير « شهرستان جان » را براى اين مفهوم برگزيده است ( نگاه كنيد به : مجموعهء مصنفات ، ج 3 ، « فى حقيقة العشق » ، ص 275 ) . اعتدال اين شهرستان همان اعتدال طبايع در وجود انسان است كه حيات بدان قائم است . ( نيز نگاه كنيد به : تعليقات ص 34 ، س 20 رسالهء حاضر ) ص 29 ، س 10 : شيخى از سرحدّ قدس : شيخ رمز « عقل » است كه مطابق عقيدهء حكما و فلاسفه ، نخستين آفريدهء الهى است و به همين سبب ، پيرترين مخلوقات است . اين نخستين آفريده كه به حكم « الواحد لا يصدر عنه الّا الواحد » از وجود خداوند صادر شده است ، در لسان شرع « روح القدس » ناميده مىشود و در زبان حكمت « عقل فعّال » ؛ و در جهان‌بينى اشراق « نور اول » است . از پيامبر - صلى اللّه عليه و آله - نيز نقل شده است كه : « اوّل ما خلق اللّه العقل » و « اول ما خلق اللّه نورى » ( نگاه كنيد به : بحار الانوار ، مجلسى ، ج 1 ، ص 96 ؛ ج 78 ، ص 316 ؛ احياء العلوم ، غزالى ، بيروت ، ج 1 ، ص 99 ؛ اللآلى المصنوعة ، سيوطى ، بيروت ، صص 129 - 130 ) . مولوى نيز گويد : نى كه اوّل دست يزدان مجيد * از دو عالم پيشتر عقل آفريد ؟ بيت المقدس يا قدس كه شيخ از آنجا آمده ، همان عالم عقول است كه داراى گوهرى مقدس و بدور از حلول ماده در آن است . بيت المقدس همان مشرقى است كه حىّ بن يقظان در رسالهء ابن سينا ، سالك را با رموز آن آشنا مىكند . مشرق يا بيت المقدس در تقابل با مغرب فهميده مىشود كه به دنياى ماده اشاره دارد و معمولا از آن به مصر تعبير شده است ( نگاه كنيد به : حىّ بن يقظان ، تصحيح هانرى كربن ، ص 91 ) . البته ، شايان توجه است كه صائن الدين معتقد است عقل از طرف غربى قدس آمده ( رسالهء عقل و عشق ، ص 35 ) و اين به نظريهء شيخ اشراق نزديكتر است تا عقيدهء ابن سينا . توضيح آنكه ابن سينا قداست تام را به عقل مىدهد . از اين رو ، محل آن را در سمت شرقى قدس مىداند . اما در لسان سهروردى ، قدس محل عشق است نه جايگاه عقل ( نگاه كنيد به : مجموعهء مصنفات ، ج 3 ، ص 275 ) . و صائن الدين هم كه قائل به نزديكى عقل و عشق است و در