صائن الدين على بن تركه
مقدمهء مصحح 97
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
8 - 45 . نامه به اميرزاده بايسنغر ( فارسى ) : مشتمل بر مدح و ثناست . 8 - 46 . نامه به امير علا الدين ( فارسى ) : تسليتى است خطاب به امير مذكور در عزاى بهادر . 8 - 47 . نامه به امير علاء الدين گيلانى ( فارسى ) : سفارشى است به امير مذكور در حق بازماندگان خود . 8 - 48 . نامه به امير فيروز شاه ( فارسى ) : خطاب به امير مذكور است هنگامى كه از هرات به ضبط عراق آمده بود . 8 - 49 . نامه به امير فيروز شاه ( فارسى ) : از امير مذكور مىخواهد حكمى را كه جهت رفع مصادرهء اموال صادر كرده است ، امضا نمايد . 8 - 50 . نامه به امير ناصر كاركيا ( فارسى ) : خطاب به امير ناصر كاركيا پسر كاركيا امير سيد كه مشتمل است بر تبريك فتح و ظفر و آرزوى دولت و دادگسترى ، و اظهار پوزش از اينكه تفرقهء خاطر ، سعادت مصاحبت امير را از وى گرفته است . 8 - 51 . نامه به خواجه تاج الدين حسن عطّار ( فارسى ) : مشتمل بر مدح و ثنا و سلام به ملازمان آستان و درخواست التفات به حال وى . 8 - 52 . نامه به خواجه محمد پسر خواجه شيخ كججى ( فارسى ) : مشتمل بر مدح و ثنا 8 - 53 . نامه به كاركيا امير سيد ( فارسى ) : مشتمل بر مدح و ثنا 8 - 54 . نامه عرفانى و حروفى ( فارسى ) : مخاطب آن معلوم نيست . حاوى مطالب علم حروف است . 8 - 55 . نفثة المصدور اول ( فارسى ) : اين رساله پس از احضار صائن الدين به هرات و استفسار از عقيده و مذهب وى نوشته شده است و داراى يك مقدمه و دو وصل است . در مقدمه ، شمّهاى از شرح حال خود و خاندان و پايبندىشان به دين و مذهب بيان مىكند و اوضاع و احوال اجتماعى و اخلاق حاكم بر غرضورزان را بر مىشمارد . در وصل اول به شرح نه حديث نبوى در مذمت بدعت مىپردازد و در وصل دوم ، استناد به اقوال بزرگان و پيشوايان دينى و اجتماعى دارد كه همگى عرفان را تأييد كردهاند ؛ چه