صائن الدين على بن تركه

مقدمهء مصحح 75

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

در اين نظام فكرى ، نه تنها مرتبهء يقين بلندتر از آن است كه پاى ناتوان عقل بدان رسد ، بلكه خواطر وسوسه‌گر نيز كمين گشاده‌اند تا اكاذيب مموّهه و تصورات ناسالم را در قالب معلومات به دستگاه تعقل انسان دهند و او را از راه صواب بدر برند . طريق نجات دست يازيدن به دامان وارد غيبى است : « . . . بىآنكه از عالم غيب ، واردى از افق اندرون برآيد كه گواهى بر راستى خواطر و صحت معلومات بدهد ، اين علم به مرتبهء يقين نرسد ؛ به قوّت بازوى عقل و كمند فكر و مقدمات او بدان مرتبه نتوان رسيد ؛ چنانچه دردمندى گفته باشد : هر دل كه در آتشست آبش مدهيد * وان ديده كه پرهواست خوابش مدهيد عقل از بر من برفت از بهر خدا * گر آيد و در زند جوابش مدهيد » « 1 » تلفيق عقل و شرع در پرتو عرفان ، از مهم‌ترين ابعاد انديشه صائن الدين است كه در كنار انديشه ديگر بزرگان ، اندك اندك زمينه‌ساز ظهور مكتب فلسفى اصفهان در عصر صفويه شد . 7 - 4 . عرفان و تصوّف سير زندگى صائن الدين و آثار متعدد او در عرفان ، گرايش صوفيانه و تفكر عارفانه‌اى را بازگو مىكند كه در فراز و نشيب روزگار ، بكرّات وادارش كردند و از آن طريق تبرى جويد ، ليكن محيط انديشهء وى هيچ‌گاه از تموج عرفان خالى نماند و دور از چشم و فهم سلاطين ، گوهرهاى پرارجى را پروراند . اهل طلب هم از خرمن او خوشه‌ها چيدند و بهره‌ها بردند . دولتشاه سمرقندى در ضمن شرح حال محمد كاتبى مىنويسد : « . . . از تبريز عزيمت اصفهان نموده ، به صحبت شريف مفخر الفضلاء و المحققين ، خواجه صائن الدين تركه - عليه الرحمة - مشرف شد و در علم تصوّف پيش خواجه رساله‌ها گزيد و تربيتها يافت و شناخت و كسب كمال حاصل ساخت و از دنيا و ما فيها معرض شد و به اجازت آن بزرگ ، ديگر بار عازم دار المرز گشت . » « 2 »

--> ( 1 ) . چهارده رساله ، ص 238 . ( 2 ) . تذكرة الشعراء ، ص 432 .