صائن الدين على بن تركه

مقدمهء مصحح 72

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

« جبر و اختيار » كه از مسائل مطرح در حوزهء كلام است ، از ديدگاه صائن الدين تبيين لازم را در اين حوزه و نيز در فلسفه نيافته است . او در رسالهء قابليت تعريضى دارد به فلاسفه ، معتزله و شيعه كه در معنى قابليت - كه مفهوم جبر و اختيار از آن ناشى مىشود - سخنها گفته‌اند و راه به جايى نبرده‌اند : « [ رهروان ] شاهراه فكر و نظر ، ازبس‌كه در تكاپوى آن مقصود كوشيده‌اند و به سرحد آن راه نبرده ، چندى سر در بيابان فلسفه نهاده سرگردان مانده‌اند و چندى در كنج اعتزال گريخته و چندى در سر كوى توقف و تردد ايستاده كه جبر تند آمد و قدر ويران * مركبِ عدل در ميان مىران » « 1 » سپس به بيان نظام هستى ، طبق جهان‌بينى ابن عربى مىپردازد كه هر چه در عالم وجود از مبدأ فياض صادر مىشود ، يا به واسطهء اسباب و مواد است كه آن را « خلق و ايجاد و فعل » گويند - و ساير كائنات غير از « قابل » بدين فيض موجود گشته‌اند - و يا بدون واسطهء اسباب و مواد است كه در اين صورت ، يا شائبهء تكثّر و تعدّد دارد كه آن را « فيض مقدس » گويند - و ساير اسماء حق و اعيان ثابته از اين فيض موجود شده‌اند - و يا منزه از تكثر و تعدد است كه آن را « فيض اقدس » خوانند . « قابل » از اين « فيض اقدس » هويدا گشته است و با مبدأ خود ، در حريم اتحاد است و دوگانگى در ميان نيست و « قبول » عين « نفخ » است در زبان شريعت : وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي . صائن الدين مسألهء اختيار را بدين گونه از بيان فوق نتيجه مىگيرد كه هرگاه قابليت ( استعداد ) قابل از فيض اقدس باشد ، لازم مىآيد كه عالميت عالم ، تابع اوصاف و خصايص معلومات باشد ؛ يعنى هر چه « قابل » به لسان استعداد خواسته ، خداوند عالم ، آن را به همان صورت دانسته و بر طبق همان ايجاد كرده است و شك نيست كه بنده در افعالى كه مىكند ، بر طبق علم مىتواند باشد و علم خداوند تابع صورت استعدادى و خواستهء قابليت اوست . « 2 » اين تفسير صائن الدين از مسألهء « اختيار » هم با نظر متكلمان معتزلى متفاوت است ، با

--> ( 1 ) . چهارده رساله ، ص 272 . ( 2 ) . همان ، ص 274 - 275 .