صائن الدين على بن تركه
مقدمهء مصحح 68
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
ارادتمندانه و تمجيدآلود صائن الدين جلب توجه مىكند ؛ اين در حالى است كه در بيتهاى پيشين ، ذكر سه خليفهء اول دور از هرگونه گزارهء عاطفى است : « جناب ولايت انتساب على ، چون سوابق رقايق حقيقى را به لواحق نسب صورى متصل گردانيده بود ، هرآينه از خصايص موروثى ، رفع حجب اشكال از نقوش و اشكال موضوعهء حضرت نبوت شعارى - كه منبى از تمام حقايق و جملهء معارف است - خاصهء او شد كه أنا مدينة العلم و عليّ بابها ؛ در كوى تو ره نبود ره ما كرديم . » از كنار هم قرار دادن و مقايسهء تمام مواردى كه نشان از مذهب صائن الدين دارد ، مىتوان چنين نتيجه گرفت كه گرايش قلبى او بيش از آنكه به سوى سنّت و جماعت باشد ، به جانب شيعه و اهل بيت است و اگر فشارهاى اجتماعى و تعقيب و گريزهاى عقيدتى آن روزگار نبود ، چه بسا اعترافات متكلفانهء او به پيروى از تسنّن در آثارش راه نمىيافت . البته در اين ميان بايد توجه داشت كه سنت رسول الله به معناى واقعى كلمه ، براى هر مسلمانى ، اعم از سنى و شيعه ، مطاع و مقبول است و بعيد نيست كه او در تقيّه و اعترافات خويش به اين جنبه نظر داشته باشد . مىتوان گفت كه نظر شيخ آقا بزرگ طهرانى دربارهء مذهب او ، بيش از نظر ديگران مقرون به حقيقت است كه تسنّن را براى وى پوششى مىداند كه به هنگام تبرّى از آنچه بدان محكومش كرده بودند ، برگزيد : « كتب له [ لشاهرخ ] نفثة المصدور ، يتبرّى فيه عمّا نسب إليه من التصوف و العلوم و يتستّر بالتسنّن . » « 1 » 7 . افكار در بررسى درونمايههاى فكرى صائن الدين ، رنگين كمانى از موجودى تفكر اسلامى ديده مىشود ؛ اما در اين كمان ، همهء رنگها از وسعت يكسانى برخوردار نيستند ؛ رنگهاى سرد فلسفى ، كلامى و شرعى محض در عرصهء تفكر او ، مجال اندكى دارند و غلبه با رنگهاى گرم اشراقى ، عرفانى و عشقى است . عناصر تشكيلدهندهء انديشههاى صائن الدين عبارتند از :
--> ( 1 ) . الذريعة ، ج 9 ( 2 ) ، ص 571 .