صائن الدين على بن تركه
454
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
و من لم يمت في حبّه لم يعش به هر كسى در محبّت او نميرد ، به واسطهء او زندگى نيابد 55 الصّدق أفضل ما نطقت به * و لربّما نفع الفتى كذبه راستى و يكرنگى برترين چيزى است كه از آن سخن گفتى ؛ گرچه بسى اوقات دروغ به گوينده نفع مىرساند 107 هذه البانات بانات الحمى * حيّها يا ميّت الأشواق حى اين درختان بان ، بانهاى قرقگاه معشوق است ؛ اى مردگان شوق ! آنها را درود فرستيد درود 275 كلّ حىّ في هواها ميّت * إنّما ميت هواها ذاك حى هر زندهاى در عشق او مردهاى است و همانا كه مردهء عشق او زندهء حقيقى است 184 و إذا الحسن بدا فاسجد له * فسجود الشّكر فرض يا أخى هذه أنوار ليلى قد بدت * فلسلب الرّوح يا صاح تهى هرگاه كه حسن آشكار شد ، بر او سجده كن كه اى برادرك من سجدهء شكر واجب است . اين پرتو روى ليلى است كه آشكار شد . پس اى رفيق براى جان دادن آماده باش 73 فاطر ذكر البين في ظلّ النّقا * فيه ما من بعد نشر الوصل طى ياد جدايى را در سايهء خاك پشته ، در هم پيچ و دفن كن ؛ زيرا چيزى در آن پنهان است كه متعلق به عالم وصال نيست 230 لا ترم في شمسها ظلّ السّوى * فهى ظلّ و هى شمس و هى فى در خورشيد [ وجود ] او سايهء كس ديگرى را مطلب ؛ كه او خود هم سايهء بامدادى است ، هم خورشيد ، و هم سايهء شامگاهى 150 كلّ شىء فيه معنى كلّ شىء * فتفطّن و اصرف الذّهن إلى كثرة لا تتناهى عددا * قد طوتها وحدة الواحد طى در هر چيزى معناى هر چيزى هست . پس زيرك باش و ذهن خود را به سوى من گردان . كثرتى است كه از نظر عدد پايانى ندارد و يگانگى خداوند يگانه آن را در هم پيچيده است ، در هم پيچيدنى 259