صائن الدين على بن تركه

428

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

گويم به هر زبان و به هر گوش بشنوم ( فخر الدين عراقى : لمعات ) 144 گه شان گل چهره دسته بر دسته شود 8 گه طرهء دلبران گره‌بسته شود 8 گه نعره زدى بلبل گه جامه دريدى گل ( سعدى ) 45 گهى در قيد زلفش جان گرفتار 208 گيرم كه مارچوبه كند تن به شكل مار ( انورى ) 292 لب مىچكان و زلف پريشان و چشم مست 186 لشكر حسنش چو سپه عرضه كرد ( عطار ) 15 لگام در سر شيران كند صلابت عشق ( سعدى ) 184 ما بدان شرط درين كوى مغان آمده‌ايم 139 ماجرايى رفت جان را در ازل ( مولوى ) 210 ما در پياله روى دلارام ديده‌ايم ( حافظ ) 41 ما ز بهر سوز هجرانيم كى يابيم وصل ؟ ( امير خسرو دهلوى ) 157 ما عاشق درديم ندانيم دوا را 136 مالك خود را هميشه غصّه گدازد ( سعدى ) 126 ماه عيد و روز وصلش خواستم ( مولوى ) 148 ما يوسف خود نمىفروشيم ( سعدى ) 76 ماييم و آب ديده كه سقّاى كوى دوست ( ظهير فاريابى ) 46 ماييم و نيم‌جانى ، وصلت كجا فروشند ( همام تبريزى ) 93 مبين حقير گدايان عشق را كاين قوم ( حافظ ) 173 مجنون برون كرده ز حَى را چه تفاوت 23 محمد كاصل هستى شد وجودش 4 مدّتى اوحدى درى مىزد 216 مدّتى يار يار مىكردم ( اوحدى مراغه‌اى ) 138 ، 238 ، 297 مرا چو با تو كه مقصودى آشتى افتاد ( سعدى ) 84 مراد خسرو از شيرين كنارى بود و آغوشى ( سعدى ) 85 مرا كه با تو نشستم گريستن از چيست ( ظهير فاريابى ) 22 مرتد گردم اگر ز تو برگردم ( مولوى ) 76 مردى بايد مجرّد و دامن چاك ( منسوب به خيام ) 159 مرهم اين ريش جز اين ريش نيست ( اوحدى مراغه‌اى ) 285 مريد پير مغانم ز من مرنج اى شيخ ( حافظ ) 176 مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو ( حافظ ) 209 مست چشم او ز جمله عاقلان هشيارتر 258 مستمع نيست تا بگويم راست ( اوحدى مراغه‌اى ) 202 مسلمانان ! مرا وقتى دلى بود ( حافظ ) 236 مسلمان گر بدانستى كه بت چيست ( شيخ محمود شبسترى ) 300 مشغول درد بىغمى چه آگه از ذوق غمش 75 مصطفى اندر جهان وانگه كسى گويد كه عقل ؟ ( سنايى ) 273 مطرب آهنگ بگردان كه دگر هيچ نماند ( سعدى ) 58 معشوق عيان بود نمىدانستم ( بابا افضل كاشانى ) 45 معشوقه و عشق و عاشق و يار يكيست ( شاه نعمت الله ولى ) 305 معشوقه و ما هر دو بهم مىبوديم 153 مغيلان چيست تا حاجى عنان از كعبه برتابد ( سعدى ) 73 مفلس بخشنده منم گاه جود ( نظامى : مخزن الاسرار ) 227 مقام اصلى ما گوشهء خراباتست ( حافظ ) 25 مگس پيش شوريده‌اى پر نزد ( سعدى : بوستان ) 211 من آن مومم كه دعوى من آنست ( مولوى ) 67 من آن نيم كه به جور از تو روى برتابم ( سلمان